تبليغاتX
ایرانی ام
style="width: 900px; height: 150px">
این وبلاگ در زمينه معلومات عمومی و مذهبی می باشد
سلام به دوستان عزيز

اين قسمت مخصوص سوالات- نظرات - پيشنهادات -يا انتقادات شما مي باشد .در ضمن مطالبي كه شما عنوان مي كنيد به صورت محرمانه محفوظ مي ماند مگر مطالبي كه از نظر ما عمومي باشد در معرض ديد ديگران قرار مي گيرد. ما را امين خود بدانيد.

پس در قسمت نظر خواهي اين پست نظرات خود را در ميان بگذاريد.            با تشكر مديريت وبلاگ ( منادي)


 حکایتی در باره غیبت

آن مرد بزرگ(1)، چندين بار به محضر امام زمان ـ عليه السّلام ـ شرفياب شده بود. آن گاه كه كودكي بيش نبود، روزي در مجلسي نشسته بود. از هر موضوعي سخني به ميان آمد تا اين كه به غيبت از بعضي افراد كشيده شد. آن كودك خداترس نتوانست طاقت بياورد و در آن جا گوش به غيبت بسپارد. مي‌دانست اگر او آنها را از غيبت باز دارد، به جهت كمي سن، از او نخواهند پذيرفت. گريه كنان از مجلس گناه بيرون آمد. گريه او همه را به تعجب واداشت. كساني كه او را نمي‌شناختند. فكر كردند گريه او همچون گريه ديگر كودكان زود رنج است. وقتي از او علت گريه را پرسيدند، كودك نگاه معنا داري به آنها كرد و گفت: «چگونه در مجلسي بنشينم كه در آن آشكارا گناه و نافرماني خدا مي‌شود.»


(1). آيه‌الله سيد محمد مهدي بحرالعلوم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت   توسط منادي  |