تبليغاتX
ایرانی ام
style="width: 900px; height: 150px">
این وبلاگ در زمينه معلومات عمومی و مذهبی می باشد
سلام به دوستان عزيز

اين قسمت مخصوص سوالات- نظرات - پيشنهادات -يا انتقادات شما مي باشد .در ضمن مطالبي كه شما عنوان مي كنيد به صورت محرمانه محفوظ مي ماند مگر مطالبي كه از نظر ما عمومي باشد در معرض ديد ديگران قرار مي گيرد. ما را امين خود بدانيد.

پس در قسمت نظر خواهي اين پست نظرات خود را در ميان بگذاريد.            با تشكر مديريت وبلاگ ( منادي)


 حکایتی در باره غیبت

آن مرد بزرگ(1)، چندين بار به محضر امام زمان ـ عليه السّلام ـ شرفياب شده بود. آن گاه كه كودكي بيش نبود، روزي در مجلسي نشسته بود. از هر موضوعي سخني به ميان آمد تا اين كه به غيبت از بعضي افراد كشيده شد. آن كودك خداترس نتوانست طاقت بياورد و در آن جا گوش به غيبت بسپارد. مي‌دانست اگر او آنها را از غيبت باز دارد، به جهت كمي سن، از او نخواهند پذيرفت. گريه كنان از مجلس گناه بيرون آمد. گريه او همه را به تعجب واداشت. كساني كه او را نمي‌شناختند. فكر كردند گريه او همچون گريه ديگر كودكان زود رنج است. وقتي از او علت گريه را پرسيدند، كودك نگاه معنا داري به آنها كرد و گفت: «چگونه در مجلسي بنشينم كه در آن آشكارا گناه و نافرماني خدا مي‌شود.»


(1). آيه‌الله سيد محمد مهدي بحرالعلوم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت   توسط منادي  | 

در روياهايم ديدم که با خدا گفتگو مي کنم. خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفتگو کني؟ من در پاسخش گفتم: اگر وقت داريد. خدا خنديد و گفت: وقت من بي نهايت است.

 

در ذهنت چيست که مي خواهي از من بپرسي؟ پرسيدم: چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟ خدا پاسخ داد: کودکي شان. اين که آنها از کودکي شان خسته مي شوند، عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو مي کنند که کودک باشند...

 

اين که آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست آورند. اين که با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش کرده اند و بنابراين نه در حال زندگي مي کنند و نه در آينده.

 

اين که که آنها به گونه اي زندگي مي کنند که گويي هرگز نمي ميرند و به گونه اي مي ميرند که گويي هرگز زندگي نکرده اند.

 

دست هاي خدا دستانم را گرفت براي مدتي سکوت کرديم و من دوباره پرسيدم به عنوان يک پدر مي خواهي کدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟ او گفت:

 

- بياموزند که آنها نمي توانند کسي را وادار کنند که عاشقشان باشد، کاري که مي توانند انجام دهند اين است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.

 

 

- بياموزند که درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه کنند.

 

- بياموزند که فقط چند ثانيه طول مي کشد تا زخم هاي عميقي در دل آنان که دوستشان داريم ايجاد کنيم اما سال ها طول مي کشد تا آن زخم ها را التيام بخشيم .

 

- بياموزند ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد، بلکه کسي است که به کمترين ها نياز دارد.

 

- بياموزند که آدم هايي هستند که آنها را دوست دارند فقط نمي دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند.

 

- بياموزند که دو نفر مي توانند با هم به يک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند.

 

- بياموزند که کافي نيست فقط آنها ديگران را ببخشند، بلکه آنها بايد خود را نيز ببخشند.

 

من با خضوع گفتم: از شما به خاطر اين گفتگو متشکرم آيا چيز ديگري هست که دوست داريد بندگانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت: فقط اين که بدانند من اينجا هستم، هميشه.

 

از: رابيندرانات تاگور

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت   توسط منادي  | 

 

از جمله ليالى شريفه شب عيد فطر مي باشد و در فضيلت و ثواب عبادت و احياى آن احاديث ‏بسيار وارد شده و روايت‏ شده است كه آن شب كمتراز شب قدر نيست. براي درک اين شب عزيز انجام اعمالي از ائمه عليهم السلام به ما سفارش شده است :

 

1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .

 

2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بيتوته در مسجد احيا گردد.

 

3- بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعيد فطر ذکر؛" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.

 

4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگويد:" يا ذاالمن و الطول يا ذاالجود يا مصطفي محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلي كل ذنب احصيته وهو عندك في كتاب مبين." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگويد: " اتوب الى الله " پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روايتي از ‏شيخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگويد" يا ذاالحول يا ذاالطول يا مصطفيا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلي كل ذنب اذنبته و نسيته انا و هو عندك في كتاب مبين." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.

 

5- زيارت امام حسين عليه السلام كه فضيلت ‏بسيار دارد.

 

6-  ده مرتبه ذكر" يا دائم الفضل علي البرية يا باسط اليدين بالعطية يا صاحب المواهب السنية صل علي محمد و آله خيرالوري  سجية واغفرلنا يا ذاالعلي  في هذه العشية." كه از اعمال شب جمعه است، گفته شود.

 

7- ده ركعت نماز كه در شب آخر ماه رمضان اقامه مي شود که به صورت پنج نماز دو رکعتي ، درهر رکعت بعد از حمد، سوره توحيد ده بارخوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله ولا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نمازهزارمرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگويد:" يا حي يا قيوم يا ذاالجلال و الاکرام  يا رحمان الدنيا والاخرة و رحيمهما يا ارحم الراحمين  يا اله الاولين والآخرين اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صيامنا و قيامنا."

 

8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحيد و در رکعت دوم بعد از حمد، يك مرتبه توحيد بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگويد: " يا ذاالمن والجود يا ذاالمن والطول يا مصطفي محمد صلى الله عليه وآله  صل على محمد وآله و افعل بي كذا و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روايت است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اين دو ركعت را به اين كيفيت ‏بجا مى‏آورد پس سراز سجده برمى‏داشت و مى‏فرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هر كه اين نماز را بخواند، هر حاجتي از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد ريگ هاى بيابان گناه داشته باشد خدا بيامرزد. و در روايت ديگر به جاى هزار مرتبه توحيد صد مرتبه وارد شده است. شيخ و سيد بعد از نماز اين دعا را نقل كرده‏اند: " ياالله  ياالله  ياالله  يا رحمان ياالله  يا رحيم ياالله  يا ملك ياالله  يا قدوس ياالله  يا سلام ياالله  يا مؤمن ياالله  يا مهيمن ياالله  ياعزيز ياالله  يا جبار ياالله  يا متكبر ياالله  يا خالق ياالله  يا بارئ ياالله  يا مصور ياالله  ياعالم ياالله  يا عظيم ياالله  يا عليم ياالله  يا كريم ياالله  يا حليم ياالله  يا حكيم ياالله  يا سميع ياالله  يا بصير ياالله  يا قريب ياالله  يا مجيب ياالله  يا جواد ياالله  يا ماجد ياالله  يا ملي ياالله  يا وفي ياالله  يا مولى ياالله  يا قاضي ياالله  يا سريع ياالله  يا شديد ياالله  يا رئوف ياالله  يا رقيب ياالله  يا مجيد ياالله  يا حفيظ ياالله  يا محيط ياالله  يا سيدالسادات ياالله  يا اول ياالله  يا آخر ياالله  يا ظاهر ياالله  يا باطن ياالله  يا فاخر ياالله يا قاهر يا الله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا ودود ياالله  يا نور ياالله  يا رافع ياالله  يا مانع ياالله  يا دافع ياالله  يا فاتح ياالله  يا نفاح [نفاع] ياالله  يا جليل ياالله  يا جميل ياالله  يا شهيد ياالله  يا شاهد ياالله  يا مغيث ‏ياالله  يا حبيب ياالله  يا فاطر ياالله  يا مطهر ياالله  يا ملك ياالله  يا مقتدر ياالله  يا قابض ياالله  يا باسط ياالله  يا محيي ياالله  يا مميت ‏ياالله  يا باعث‏ ياالله  يا وارث ياالله  يا معطي ياالله  يا مفضل ياالله  يا منعم ياالله  يا حق ياالله  يا مبين ياالله  يا طيب ياالله  يا محسن ياالله  يا مجمل ياالله  يا مبدئ ياالله  يا معيد ياالله  يا بارئ ياالله  يا بديع ياالله  يا هادي ياالله  يا كافي ياالله  يا شافي ياالله  يا علي ياالله  ياعظيم ياالله  يا حنان ياالله  يا منان ياالله  يا ذاالطول ياالله  يا متعالي ياالله  يا عدل ياالله  يا ذاالمعارج  ياالله  يا صادق ياالله  يا صدوق ياالله  يا ديان ياالله  يا باقي ياالله  يا واقي ياالله  يا ذاالجلال ياالله  يا ذاالاكرام  ياالله  يا محمود ياالله  يا معبود ياالله  يا صانع ياالله  يا معين ياالله  يا مكون ياالله  يا فعال ياالله  يا لطيف ياالله  يا غفور ياالله  يا شكور ياالله  يا نور ياالله  يا قدير ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  اسالك ان تصلي على محمد و آل محمد و تمن علي برضاك و تعفوعني بحلمك و توسع علي من رزقك الحلال الطيب من حيث احتسب و من حيث لا احتسب فاني عبدك ليس لي احد سواك ولا احد اساله غيرك يا ارحم الراحمين ما شاء الله لا قوة الا بالله العلي العظيم. پس به سجده مى‏روى و مى‏گويى: ياالله  ياالله  ياالله  يا رب يا رب يا رب يا منزل البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم في مخزون الغيب عندك والاسماء المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلي على محمد وآل محمد وان تقبل مني شهررمضان و تكتبني من الوافدين الى بيتك الحرام و تصفح لي عن الذنوب العظام و تستخرج لي يا رب كنوزك يا رحمان."

 

9- چهارده ركعت نمازاقامه كند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر ركعت بعد از حمد، يک بار آيةالكرسي و سه مرتبه توحيد خوانده شود. براى هر ركعت، ثواب عبادت چهل سال وعبادت هر كه در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء مي شود.

 

10- شيخ درمصباح فرموده كه در آخر شب غسل كن و بر سجاده خود تا طلوع فجربنشين وعبادت کن.

 

اعمال روزعيد

 

1- بعد از نماز صبح و نمازعيد آن تكبيراتى را كه در شب عيد ذکر شد، گفته شود.

 

2-پرداخت زکات فطره پيش از نمازعيد.

 

4- انجام غسل روزعيد. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نمازعيد است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ايمانا بك وتصديقا بكتابك واتباع سنة نبيك محمد صلى الله عليه وآله." و پس ازغسل بگو:" اللهم اجعله كفارة لذنوبي وطهر ديني اللهم اذهب عني الدنس."

 

5- براي اقامه نمازعيد لباس نيکو پوشيده و ازعطر استفاده نماييد.

 

6- پيش از نماز عيد، در اول روز افطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما يا به شيرينى باشد. و شيخ مفيد فرموده مستحب است خوردن مقدار كمى از تربت‏ سيدالشهداء عليه السلام كه براى هر دردى شفا است. 

 

7- قبل ازخروج از منزل براي نمازعيد، دعايي را که از امام باقرعليه السلام روايت شده را بخواني: " اللهم من تهيا في هذااليوم اوتعبا اواعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده ونوافله وفواضله وعطاياه فان اليك يا سيدي تهيئتي و تعبئتي واعدادي واستعدادي رجاء رفدك وجوائزك ونوافلك و فواضلك و فضائلك وعطاياك و قد غدوت الى عيد من اعياد امة نبيك محمد صلوات الله عليه وعلى آله ولم افد اليك اليوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت ‏بمخلوق املته ولكن اتيتك خاضعا مقرا بذنوبي واسائتي الى نفسي فيا عظيم يا عظيم يا عظيم اغفرلي العظيم من ذنوبي فانه لا يغفرالذنوب العظام الا انت ‏يا لا اله الا انت ‏يا ارحم الراحمين."

 

8- اقامه نمازعيد.

 

9- زيارت امام حسين عليه السلام.

 

10- دعاى ندبه خوانده شود. سيد بن طاوس فرموده كه چون از دعا فارغ شود به سجده رود و بگويد:" اعوذ بك من نار حرها لا يطفى و جديدها لا يبلى وعطشانها لا يروى" پس گونه راست را بر خاک بگذارد و بگويد:" الهي لا تقلب وجهي في النار بعد سجودي وتعفيري لك بغيرمن مني عليك بل لك المن علي" سپس گونه چپ را بر خاک بگذارد و بگويد: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به حال سجده شود و بگويد:" ان كنت‏ بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك يا كريم " پس از آن صد بار بگويد: العفو العفو.

 


 التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت   توسط منادي  | 

نیايش امام سجاد عليه السلام در وداع از ماه مبارك رمضان

 

اللّهُمّ يَا مَنْ لَا يَرْغَبُ فِي الْجَزَاءِ

 

وَ يَا مَنْ لَا يَنْدَمُ عَلَى الْعَطَاءِ

 

وَ يَا مَنْ لَا يُكَافِئُ عَبْدَهُ عَلَى السّوَاءِ.

 

مِنّتُكَ ابْتِدَاءٌ، وَ عَفْوُكَ تَفَضّلٌ، وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ، وَ قَضَاؤُكَ خِيَرَةٌ

 

إِنْ أَعْطَيْتَ لَمْ تَشُبْ عَطَاءَكَ بِمَنّ‏ٍ، وَ إِنْ مَنَعْتَ لَمْ يَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدّياً.

 

تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَ أَنْتَ أَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ.

 

وَ تُكَافِئُ مَنْ حَمِدَكَ وَ أَنْتَ عَلّمْتَهُ حَمْدَكَ.

 

تَسْتُرُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ، وَ تَجُودُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ، وَ كِلَاهُمَا أَهْلٌ مِنْكَ لِلْفَضِيحَةِ وَ الْمَنْعِ غَيْرَ أَنّكَ بَنَيْتَ أَفْعَالَكَ عَلَى التّفَضّلِ، وَ أَجْرَيْتَ قُدْرَتَكَ عَلَى التّجَاوُزِ.

 

وَ تَلَقّيْتَ مَنْ عَصَاكَ بِالْحِلْمِ، وَ أَمْهَلْتَ مَنْ قَصَدَ لِنَفْسِهِ بِالظّلْمِ، تَسْتَنْظِرُهُمْ بِأَنَاتِكَ إِلَى الْإِنَابَةِ، وَ تَتْرُكُ مُعَاجَلَتَهُمْ إِلَى التّوْبَةِ لِكَيْلَا يَهْلِكَ عَلَيْكَ هَالِكُهُمْ،

 

وَ لَا يَشْقَى بِنِعْمَتِكَ شَقِيّهُمْ إِلّا عَنْ طُولِ الْإِعْذَارِ إِلَيْهِ، وَ بَعْدَ تَرَادُفِ الْحُجّةِ عَلَيْهِ، كَرَماً مِنْ عَفْوِكَ يَا كَرِيمُ، وَ عَائِدَةً مِنْ عَطْفِكَ يَا حَلِيمُ.

 

أَنْتَ الّذِي فَتَحْتَ لِعِبَادِكَ بَاباً إِلَى عَفْوِكَ، وَ سَمّيْتَهُ التّوْبَةَ، وَ جَعَلْتَ عَلَى ذَلِكَ الْبَابِ دَلِيلًا مِنْ وَحْيِكَ لِئَلّا يَضِلّوا عَنْهُ، فَقُلْتَ تَبَارَكَ اسْمُكَ تُوبُوا إِلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسَى رَبّكُمْ أَنْ يُكَفّرَ عَنْكُمْ سَيّئَاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ.

 

يَوْمَ لَا يُخْزِي اللّهُ النّبِيّ وَ الّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ، نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَانِهِمْ، يَقُولُونَ رَبّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا، وَ اغْفِرْ لَنَا، إِنّكَ عَلَى كُلّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ. فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ ذَلِكَ الْمَنْزِلِ بَعْدَ فَتْحِ الْبَابِ وَ إِقَامَةِ الدّلِيلِ‏

 

وَ أَنْتَ الّذِي زِدْتَ فِي السّوْمِ عَلَى نَفْسِكَ لِعِبَادِكَ، تُرِيدُ رِبْحَهُمْ فِي مُتَاجَرَتِهِمْ لَكَ، وَ فَوْزَهُمْ بِالْوِفَادَةِ عَلَيْكَ، وَ الزّيَادَةِ مِنْكَ، فَقُلْتَ تَبَارَكَ اسْمُكَ وَ تَعَالَيْتَ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا، وَ مَنْ جَاءَ بِالسّيّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلّا مِثْلَهَا.

 

وَ قُلْتَ مَثَلُ الّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبّةٍ، وَ اللّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ،

 

وَ قُلْتَ مَنْ ذَا الّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً. وَ مَا أَنْزَلْتَ مِنْ نَظَائِرِهِنّ فِي الْقُرْآنِ مِنْ تَضَاعِيفِ الْحَسَنَاتِ.

 

وَ أَنْتَ الّذِي دَلَلْتَهُمْ بِقَوْلِكَ مِنْ غَيْبِكَ وَ تَرْغِيبِكَ الّذِي فِيهِ حَظّهُمْ عَلَى مَا لَوْ سَتَرْتَهُ عَنْهُمْ لَمْ تُدْرِكْهُ‏

 

أَبْصَارُهُمْ، وَ لَمْ تَعِهِ أَسْمَاعُهُمْ، وَ لَمْ تَلْحَقْهُ أَوْهَامُهُمْ، فَقُلْتَ اذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ، وَ اشْكُرُوا لِي وَ لَا تَكْفُرُونِ، وَ قُلْتَ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنّكُمْ، وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ.

 

وَ قُلْتَ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، إِنّ الّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنّمَ دَاخِرِينَ، فَسَمّيْتَ دُعَاءَكَ عِبَادَةً، وَ تَرْكَهُ اسْتِكْبَاراً، وَ تَوَعّدْتَ عَلَى تَرْكِهِ دُخُولَ جَهَنّمَ دَاخِرِينَ.

 

فَذَكَرُوكَ بِمَنّكَ، وَ شَكَرُوكَ بِفَضْلِكَ، وَ دَعَوْكَ بِأَمْرِكَ، وَ تَصَدّقُوا لَكَ طَلَباً لِمَزِيدِكَ، وَ فِيهَا كَانَتْ نَجَاتُهُمْ مِنْ غَضَبِكَ، وَ فَوْزُهُمْ بِرِضَاكَ.

 

وَ لَوْ دَلّ مَخْلُوقٌ مَخْلُوقاً مِنْ نَفْسِهِ عَلَى مِثْلِ الّذِي دَلَلْتَ عَلَيْهِ عِبَادَكَ مِنْكَ كَانَ مَوْصُوفاً بِالْإِحْسَانِ، وَ مَنْعُوتاً بِالِامْتِنَانِ، وَ مَحْمُوداً بِكُلّ لِسَانٍ، فَلَكَ الْحَمْدُ مَا وُجِدَ فِي حَمْدِكَ مَذْهَبٌ، وَ مَا بَقِيَ لِلْحَمْدِ لَفْظٌ تُحْمَدُ بِهِ، وَ مَعْنًى يَنْصَرِفُ إِلَيْهِ.

 

يَا مَنْ تَحَمّدَ إِلَى عِبَادِهِ بِالْإِحْسَانِ وَ الْفَضْلِ، وَ غَمَرَهُمْ بِالْمَنّ وَ الطّوْلِ، مَا أَفْشَى فِينَا نِعْمَتَكَ، وَ أَسْبَغَ عَلَيْنَا مِنّتَكَ، وَ أَخَصّنَا بِبِرّكَ‏

 

هَدَيْتَنَا لِدِينِكَ الّذِي اصْطَفَيْتَ، وَ مِلّتِكَ الّتِي ارْتَضَيْتَ، وَ سَبِيلِكَ الّذِي سَهّلْتَ، وَ بَصّرْتَنَا الزّلْفَةَ لَدَيْكَ، وَ الْوُصُولَ إِلَى كَرَامَتِكَ‏

 

اللّهُمّ وَ أَنْتَ جَعَلْتَ مِنْ صَفَايَا تِلْكَ الْوَظَائِفِ، وَ خَصَائِصِ تِلْكَ الْفُرُوضِ شَهْرَ رَمَضَانَ الّذِي اخْتَصَصْتَهُ مِنْ سَائِرِ الشّهُورِ، وَ تَخَيّرْتَهُ مِنْ جَمِيعِ الْأَزْمِنَةِ وَ الدّهُورِ،

 

وَ آثَرْتَهُ عَلَى كُلّ أَوْقَاتِ السّنَةِ بِمَا أَنْزَلْتَ فِيهِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ النّورِ، وَ ضَاعَفْتَ فِيهِ مِنَ الْإِيمَانِ، وَ فَرَضْتَ فِيهِ مِنَ الصّيَامِ، وَ رَغّبْتَ فِيهِ مِنَ الْقِيَامِ، وَ أَجْلَلْتَ فِيهِ مِنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ الّتِي هِيَ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ.

 

ثُمّ آثَرْتَنَا بِهِ عَلَى سَائِرِ الْأُمَمِ، وَ اصْطَفَيْتَنَا بِفَضْلِهِ دُونَ أَهْلِ الْمِلَلِ، فَصُمْنَا بِأَمْرِكَ نَهَارَهُ، وَ قُمْنَا بِعَوْنِكَ لَيْلَهُ، مُتَعَرّضِينَ بِصِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ لِمَا عَرّضْتَنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ تَسَبّبْنَا إِلَيْهِ مِنْ مَثُوبَتِكَ، وَ أَنْتَ الْمَلِي‏ءُ بِمَا رُغِبَ فِيهِ إِلَيْكَ، الْجَوَادُ بِمَا سُئِلْتَ مِنْ فَضْلِكَ، الْقَرِيبُ إِلَى مَنْ حَاوَلَ قُرْبَكَ.

 

وَ قَدْ أَقَامَ فِينَا هَذَا الشّهْرُ مُقَامَ حَمْدٍ، وَ صَحِبَنَا صُحْبَةَ مَبْرُورٍ، وَ أَرْبَحَنَا أَفْضَلَ أَرْبَاحِ الْعَالَمِينَ، ثُمّ قَدْ فَارَقَنَا عِنْدَ تَمَامِ وَقْتِهِ، وَ انْقِطَاعِ مُدّتِهِ، وَ وَفَاءِ عَدَدِهِ.

 

فَنَحْنُ مُوَدّعُوهُ وِدَاعَ مَنْ عَزّ فِرَاقُهُ عَلَيْنَا، وَ غَمّنَا وَ أَوْحَشَنَا انْصِرَافُهُ عَنّا، وَ لَزِمَنَا لَهُ الذّمَامُ الْمَحْفُوظُ، وَ الْحُرْمَةُ الْمَرْعِيّةُ، وَ الْحَقّ الْمَقْضِيّ، فَنَحْنُ قَائِلُونَ السّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَهْرَ اللّهِ الْأَكْبَرَ، وَ يَا عِيدَ أَوْلِيَائِهِ.

 

السّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ يَا خَيْرَ شَهْرٍ فِي الْأَيّامِ وَ السّاعَاتِ.

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِيهِ الْ‏آمَالُ، وَ نُشِرَتْ فِيهِ الْأَعْمَالُ.

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرِينٍ جَلّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ آلَمَ فِرَاقُهُ.

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ أَلِيفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرّ، وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضّ‏

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقّتْ فِيهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلّتْ فِيهِ الذّنُوبُ.

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ نَاصِرٍ أَعَانَ عَلَى الشّيْطَانِ، وَ صَاحِبٍ سَهّلَ سُبُلَ الْإِحْسَانِ‏

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مَا أَكْثَرَ عُتَقَاءَ اللّهِ فِيكَ، وَ مَا أَسْعَدَ مَنْ رَعَى حُرْمَتَكَ بِكَ‏

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مَا كَانَ أَمْحَاكَ لِلذّنُوبِ، وَ أَسْتَرَكَ لِأَنْوَاعِ الْعُيُوبِ‏

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مَا كَانَ أَطْوَلَكَ عَلَى الْمُجْرِمِينَ، وَ أَهْيَبَكَ فِي صُدُورِ الْمُؤْمِنِينَ‏

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَيّامُ.

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ كُلّ أَمْرٍ سَلَامٌ‏

 

السّلَامُ عَلَيْكَ غَيْرَ كَرِيهِ الْمُصَاحَبَةِ، وَ لَا ذَمِيمِ الْمُلَابَسَةِ

 

السّلَامُ عَلَيْكَ كَمَا وَفَدْتَ عَلَيْنَا بِالْبَرَكَاتِ، وَ غَسَلْتَ عَنّا دَنَسَ الْخَطِيئَات‏

 

السّلَامُ عَلَيْكَ غَيْرَ مُوَدّعٍ بَرَماً وَ لَا مَتْرُوكٍ صِيَامُهُ سَأَماً.

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ، وَ مَحْزُونٍ عَلَيْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ.

 

السّلَامُ عَلَيْكَ كَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِكَ عَنّا، وَ كَمْ مِنْ خَيْرٍ أُفِيضَ بِكَ عَلَيْنَا

 

السّلَامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى لَيْلَةِ الْقَدْرِ الّتِي هِيَ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

 

السّلَامُ عَلَيْكَ مَا كَانَ أَحْرَصَنَا بِالْأَمْسِ عَلَيْكَ، وَ أَشَدّ شَوْقَنَا غَداً إِلَيْكَ.

 

السّلَامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى فَضْلِكَ الّذِي حُرِمْنَاهُ، وَ عَلَى مَاضٍ مِنْ بَرَكَاتِكَ سُلِبْنَاهُ.

 

اللّهُمّ إِنّا أَهْلُ هَذَا الشّهْرِ الّذِي شَرّفْتَنَا بِهِ، وَ وَفّقْتَنَا بِمَنّكَ لَهُ حِينَ جَهِلَ الْأَشْقِيَاءُ وَقْتَهُ، وَ حُرِمُوا لِشَقَائِهِمْ فَضْلَهُ.

 

أَنْتَ وَلِيّ مَا آثَرْتَنَا بِهِ مِنْ مَعْرِفَتِهِ، وَ هَدَيْتَنَا لَهُ مِنْ سُنّتِهِ، وَ قَدْ تَوَلّيْنَا بِتَوْفِيقِكَ صِيَامَهُ وَ قِيَامَهُ عَلَى تَقْصِيرٍ، وَ أَدّيْنَا فِيهِ قَلِيلًا مِنْ كَثِيرٍ.

 

اللّهُمّ فَلَكَ الْحَمْدُ إِقْرَاراً بِالْإِسَاءَةِ، وَ اعْتِرَافاً بِالْإِضَاعَةِ، وَ لَكَ مِنْ قُلُوبِنَا عَقْدُ النّدَمِ، وَ مِنْ أَلْسِنَتِنَا صِدْقُ الِاعْتِذَارِ، فَأْجُرْنَا عَلَى مَا أَصَابَنَا فِيهِ مِنَ التّفْرِيطِ أَجْراً نَسْتَدْرِكُ بِهِ الْفَضْلَ الْمَرْغُوبَ فِيهِ، وَ نَعْتَاضُ بِهِ مِنْ أَنْوَاعِ الذّخْرِ الْمَحْرُوصِ عَلَيْهِ.

 

وَ أَوْجِبْ لَنَا عُذْرَكَ عَلَى مَا قَصّرْنَا فِيهِ مِنْ حَقّكَ، وَ ابْلُغْ بِأَعْمَارِنَا مَا بَيْنَ أَيْدِينَا مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ الْمُقْبِلِ، فَإِذَا بَلّغْتَنَاهُ فَأَعِنّا عَلَى تَنَاوُلِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ مِنَ الْعِبَادَةِ،

 

وَ أَدّنَا إِلَى الْقِيَامِ بِمَا يَسْتَحِقّهُ مِنَ الطّاعَةِ، وَ أَجْرِ لَنَا مِنْ صَالِحِ الْعَمَلِ مَا يَكُونُ دَرَكاً لِحَقّكَ فِي الشّهْرَيْنِ مِنْ شُهُورِ الدّهْرِ.

 

اللّهُمّ وَ مَا أَلْمَمْنَا بِهِ فِي شَهْرِنَا هَذَا مِنْ لَمَمٍ أَوْ إِثْمٍ، أَوْ وَاقَعْنَا فِيهِ مِنْ ذَنْبٍ، وَ اكْتَسَبْنَا فِيهِ مِنْ خَطِيئَةٍ عَلَى تَعَمّدٍ مِنّا، أَوْ عَلَى نِسْيَانٍ ظَلَمْنَا فِيهِ أَنْفُسَنَا، أَوِ انْتَهَكْنَا بِهِ حُرْمَةً مِنْ غَيْرِنَا، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اسْتُرْنَا بِسِتْرِكَ،

 

وَ اعْفُ عَنّا بِعَفْوِكَ، وَ لَا تَنْصِبْنَا فِيهِ لِأَعْيُنِ الشّامِتِينَ، وَ لَا تَبْسُطْ عَلَيْنَا فِيهِ أَلْسُنَ الطّاعِنِينَ، وَ اسْتَعْمِلْنَا بِمَا يَكُونُ حِطّةً وَ كَفّارَةً لِمَا أَنْكَرْتَ مِنّا فِيهِ بِرَأْفَتِكَ الّتِي لَا تَنْفَدُ، وَ فَضْلِكَ الّذِي لَا يَنْقُصُ.

 

اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْبُرْ مُصِيبَتَنَا بِشَهْرِنَا، وَ بَارِكْ لَنَا فِي يَوْمِ عِيدِنَا وَ فِطْرِنَا، وَ اجْعَلْهُ مِنْ خَيْرِ يَوْمٍ مَرّ عَلَيْنَا أَجْلَبِهِ لِعَفْوٍ، وَ أَمْحَاهُ لِذَنْبٍ، وَ اغْفِرْ لَنَا مَا خَفِيَ مِنْ ذُنُوبِنَا وَ مَا عَلَنَ.

 

اللّهُمّ اسْلَخْنَا بِانْسِلَاخِ هَذَا الشّهْرِ مِنْ خَطَايَانَا، وَ أَخْرِجْنَا بِخُرُوجِهِ مِنْ سَيّئَاتِنَا، وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَسْعَدِ أَهْلِهِ بِهِ، وَ أَجْزَلِهِمْ قِسْماً فِيهِ، وَ أَوْفَرِهِمْ حَظّاً مِنْهُ.

 

اللّهُمّ وَ مَنْ رَعَى هَذَا الشّهْرَ حَقّ رِعَايَتِهِ، وَ حَفِظَ حُرْمَتَهُ حَقّ حِفْظِهَا، وَ قَامَ بِحُدُودِهِ حَقّ قِيَامِهَا، وَ اتّقَى ذُنُوبَهُ حَقّ تُقَاتِهَا، أَوْ تَقَرّبَ إِلَيْكَ بِقُرْبَةٍ أَوْجَبَتْ رِضَاكَ لَهُ، وَ عَطَفَتْ رَحْمَتَكَ عَلَيْهِ، فَهَبْ لَنَا مِثْلَهُ مِنْ وُجْدِكَ، وَ أَعْطِنَا أَضْعَافَهُ مِنْ فَضْلِكَ، فَإِنّ فَضْلَكَ لَا يَغِيضُ، وَ إِنّ خَزَائِنَكَ لَا تَنْقُصُ بَلْ تَفِيضُ، وَ إِنّ مَعَادِنَ إِحْسَانِكَ لَا تَفْنَى، وَ إِنّ عَطَاءَكَ لَلْعَطَاءُ الْمُهَنّا.

 

اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اكْتُبْ لَنَا مِثْلَ أُجُورِ مَنْ صَامَهُ، أَوْ تَعَبّدَ لَكَ فِيهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. اللّهُمّ إِنّا نَتُوبُ إِلَيْكَ فِي يَوْمِ فِطْرِنَا الّذِي جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِينَ عِيداً وَ سُرُوراً، وَ لِأَهْلِ مِلّتِكَ مَجْمَعاً وَ مُحْتَشَداً مِنْ كُلّ ذَنْبٍ أَذْنَبْنَاهُ، أَوْ سُوءٍ أَسْلَفْنَاهُ، أَوْ خَاطِرِ شَرٍّ أَضْمَرْنَاهُ، تَوْبَةَ مَنْ‏ لَا يَنْطَوِي عَلَى رُجُوعٍ إِلَى ذَنْبٍ، وَ لَا يَعُودُ بَعْدَهَا فِي خَطِيئَةٍ، تَوْبَةً نَصُوحاً خَلَصَتْ مِنَ الشّكّ وَ الِارْتِيَابِ، فَتَقَبّلْهَا مِنّا، وَ ارْضَ عَنّا، وَ ثَبّتْنَا عَلَيْهَا.

 

اللّهُمّ ارْزُقْنَا خَوْفَ عِقَابِ الْوَعِيدِ، وَ شَوْقَ ثَوَابِ الْمَوْعُودِ حَتّى نَجِدَ لَذّةَ مَا نَدْعُوكَ بِهِ، وَ كَأْبَةَ مَا نَسْتَجِيرُكَ مِنْهُ.

 

وَ اجْعَلْنَا عِنْدَكَ مِنَ التّوّابِينَ الّذِينَ أَوْجَبْتَ لَهُمْ مَحَبّتَكَ، وَ قَبِلْتَ مِنْهُمْ مُرَاجَعَةَ طَاعَتِكَ، يَا أَعْدَلَ الْعَادِلِينَ.

 

اللّهُمّ تَجَاوَزْ عَنْ آبَائِنَا وَ أُمّهَاتِنَا وَ أَهْلِ دِينِنَا جَمِيعاً مَنْ سَلَفَ مِنْهُمْ وَ مَنْ غَبَرَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

 

اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ نَبِيّنَا وَ آلِهِ كَمَا صَلّيْتَ عَلَى مَلَائِكَتِكَ الْمُقَرّبِينَ، وَ صَلّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَا صَلّيْتَ عَلَى أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِينَ، وَ صَلّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَا صَلّيْتَ عَلَى عِبَادِكَ الصّالِحِينَ، وَ أَفْضَلَ مِنْ ذَلِكَ يَا رَبّ الْعَالَمِينَ، صَلَاةً تَبْلُغُنَا بَرَكَتُهَا، وَ يَنَالُنَا نَفْعُهَا، وَ يُسْتَجَابُ لَهَا دُعَاؤُنَا، إِنّكَ أَكْرَمُ مَنْ رُغِبَ إِلَيْهِ، وَ أَكْفَى مَنْ تُوُكّلَ عَلَيْهِ، وَ أَعْطَى مَنْ سُئِلَ مِنْ فَضْلِهِ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ.

 

 

احسانگر بي توقع

 

خدايا اى كسى كه در برابر احسان به خلق مزد نمى‏خواهى، و اى كسى كه از بخشش پشيمان نمى‏شوى، و اى كسى كه مزد بنده خود را افزون از عمل مى‏بخشى و برابر نمى‏دهى، نعمتت بى‏سابقه استحقاق، و عفوت به آئين تفضل، و عقوبتت عدل، و قضايت خير است اگر عطا كنى عطايت را به منت آلوده نمى‏سازى، و اگر منع كنى منعت از روى ستم نيست. هر كه ترا شكر گزارد جزاى شكر مى‏دهى، و حال آن كه تو خود او را به شكر ملهم ساخته‏اى و هر كه سپاس ترا به جا آورد پاداش مى‏بخشى در صورتى كه تو خود سپاس به او آموخته‏اى، پرده مى‏پوشى بر آن كه اگر مى‏خواستى او را رسوا مى‏ساختى، و بخشش مى‏كنى بر كسى كه اگر مى‏خواستى از او دريغ مى‏داشتى، در حالى كه آن دو از جانب تو سزاوار رسوائى و منعند. ولى تو كارهاى خود را بر پايه تفضل بنا نهاده‏اى، و قدرتت را بر آئين گذشت روان ساخته‏اى، و آن كه را عصيان تو كرده به حلم تلقى نموده‏اى، و آن كه را درباره خود قصد ستم كرده مهلت داده‏اى. تو ايشان را به مداراى خود مهلت مى‏دهى تا مگر باز گردند، و در مؤاخذه ايشان شتاب نمى‏كنى تا مگر توبه كنند تا كسى از ايشان كه بر خلاف رضاى تو مستوجب هلاك شده به مهلكه در نيفتد، و كسى از ايشان كه به سوء استفاده از نعمت تو سزاوار بدبختى شده بدبخت نگردد مگر بعد از آن كه راه هر بهانه بر او بسته شود و حجت از هر حجت بر او تمام گردد. و اين اتمام حجت پر تو كرمى از آفتاب عفو تو است - اى خداى كريم - و ميوه منفعتى از بوستان شفقت تو است - اى خداى حليم - توئى كه براى بندگانت درى به سوى عفو خود گشوده‏اى، و آن را توبه ناميده‏اى و بر آن در راهنمائى از وحى خود قرار داده‏اى تا آن را گم نكنند، پس تو خود كه منزه و جاويد است نامت، فرموده‏اى «به سوى خدا توبه‏اى خالص و پيراسته از نفاق كنيد. تا مگر پروردگارتان گناهانتان را محو كند، و شما را به بهشتى كه نهرها از زير درختان آن روان است در آورد.»

 

 

درخواست از درگاه الهي

 

در آن روز كه خدا پيغمبر خود را و آنان را كه به او ايمان آورده‏اند خوار نمى‏گذارد، و در حالى كه نورشان پيش رويشان و از سمت راستشان روان است مى‏گويند: اى پروردگار ما، نور ما را براى ما كامل ساز و ما را بيامرز، زيرا كه تو بر هر چيز توانائى پس بعد از گشودن در، و به پا داشتن راهنما، عذر آن كس كه از ورود به آن منزل غفلت ورزد چه خواهد بود؟! «گر گدا كاهل بود تقصير صاحبخانه چيست؟»

 

و توئى كه در معامله، بر عطاى خود به بندگان، افزوده‏اى؛ تا در تجارتهاشان، با تو سود برند، و در كوچ كردن به سوى تو كامياب گردند، و از تو بهره‏اى افزون يابند و به همين سبب تو خود كه مبارك نام و بلند مقامى - فرموده‏اى:«هر كه كار نيكى به جا آورد پس مزدش ده برابر آن است و هر كه كار بدى را مرتكب شود پس جز بمانند كارش كيفر داده نمى‏شود» و نيز فرموده‏اى: «مثل كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند؛ مانند دانه‏اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه صد دانه باشد، و خدا اين شمار را براى هر كه بخواهد مضاعف مى‏سازد» و نيز فرموده‏اى: «كيست آن كه به خدا قرض الحسنه‏اى دهد تا خدا آن را برايش چندين برابر سازد؟» و همچنين نظائر اين وعده‏ها از افزايش هاى حسنات كه در قرآن نازل فرموده‏اى. و توئى كه به وسيله تشويقت كه متضمن بهره بندگان است آنان را به امورى هدايت فرموده‏اى كه اگر آن را از ايشان مى‏پوشيدى چشمهاشان آن را درك نمى‏كرد، و گوشهاشان آن را فرا نمى‏گرفت، و دست انديشه ايشان به آن نمى‏رسيد از اين رو فرموده‏اى: «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم، و مرا سپاس بگزاريد و كفران مكنيد» و نيز فرموده‏اى: «هر آينه اگر شكر كنيد شما را فزونى دهم، و اگر كفران كنيد همانا كه عذاب من سخت است.» و نيز فرموده‏اى: «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم، آنان كه از خواندن من كبر مى‏ورزند زود است كه به خوارى به دوزخ در آيند.»

 

 

ترک عبادت يعني تکبر

 

پس دعاى خود را عبادت و تركش را تكبر ناميده‏اى، و بر ترك دعا به دخول دوزخ با خوارى تهديد فرموده‏اى. و به اين سبب بندگان ترا به نعمتت ياد كردند، و به فضيلت شكرگزاردند، و بر حسب فرمانت ترا خواندند، و براى افزودن احسانت در راه تو صدقه دادند، و تنها راه نجاتشان از خشم تو و دست يافتنشان بر رضاى تو در آن بود. و اگر مخلوقى مخلوق ديگر را بمانند آن كه تو بندگانت را به خود راهنمائى كرده‏اى، به سوى خود راهنمائى مى‏كرد مورد ستايش مى‏بود. پس ترا سپاس تا آنجا كه راهى در سپاس تو يافت شود، و تا آنجا كه براى سپاس لفظى كه در ستايش تو به كار رود و معنائى كه به سپاس منصرف گردد باقى باشد. اى كسى كه احسان و فضل را بر بندگانت انعام فرموده‏اى، و ايشان را به نعمت و عطا فرا گرفته‏اى، چه آشكار است در زندگى ما نعمت تو! و چه سرشار است بر ما احسان انعام تو! و چه بسيار ما را به نيكى و احسان خود اختصاص داده‏اى ما را به دين برگزيده و آئين پسنديده و راه آسان خود رهبرى فرموده‏اى، و به تقرب نزد خويش، و رسيدن به كرامت خويش بينا ساخته‏اى.

 

 

خصوصيات ماه رمضان

 

خدايا و تو ماه رمضان را از جمله آن وظائف ممتاز و فرائض مخصوص قرار داده‏اى: همان ماه رمضان كه آن را از همه ماه ها اختصاص بخشيده‏اى، و از همه زمان ها و روزگارها برگزيده‏اى، و بر همه اوقات سال برترى داده‏اى، به سبب قرآن و نورى كه در آن فرو فرستاده‏اى و به سبب آن كه ايمان را در آن ماه مضاعف ساخته‏اى، و روزه را در آن ماه واجب كرده‏اى، و به پا خاستن براى عبادت را در آن ترغيب فرموده‏اى، و شب قدر را در آن تجليل نموده‏اى: آن شب قدر را كه خود از هزار ماه بهتر است. ما را به سبب آن بر ساير امت ها تفضيل داده‏اى، و به فضيلت آن به جاى اهل ملت ها برگزيده‏اى از اين رو روزش را - به فرمان تو - روزه داشتيم. و شبش را - بيارى تو - به عبادت برخاستيم. در حالى كه به وسيله صيام و قيامش خود را در معرض آن رحمتى كه ما را بر آن عرضه كرده‏اى در آورديم، و آن را وسيله ثواب تو قرار داديم. و تو به عطاى خواسته‏ها قادرى و به آنچه از فضل و احسانت مسئلت شود بخشنده‏اى و به هر كس كه آهنگ قرب تو كند نزديكى. و اين ماه در ميان ما ستوده زيست، و با ما پسنديده مصاحبت كرد و بهترين سودهاى جهانيان را بهره ما ساخت، و آنگاه به هنگام پايان يافتن وقت و سرآمدن مدت و كامل شدن شماره‏اش از ما جدا شد، پس ما آن را مانند كسى وداع مى‏كنيم كه فراقش بر ما دشوار آمده و روى بر تافتنش ما را به وحشت افكنده، و او را بر ذمه ما پيمانى نگاه داشتنى، و حرمتى رعايت كردنى، و حق گزاردنى لازم شده. از اين رو همگى مى‏گوئيم: سلام بر تو اى بزرگترين ماه خدا، و اى عيد دوستان خدا - سلام بر تو - اى گرامى‏ترين مصاحب از ميان اوقات، و اى بهترين ماه در ايام و ساعات. سلام بر تو. اى ماهى كه بر آمدن كام ها در آن آسان و اعمال نيك در آن منتشر و فراوان است.

 

سلام بر تو اى همنشينى كه چون پديد آيد احترامش بزرگ، و چون ناپديد شود فقدانش دردناك است. و اى مايه اميدى كه فراقش رنج افزا است. سلام بر تو اى همدمى كه چون رو آورد مايه انس شد، و شادى انگيخت، و چون سپرى شد، وحشت افزود، و متألم ساخت. سلام بر تو اى همسايه‏اى كه دل ها در جوار آن رقت گرفت، و گناهان در آن كم شد.

 

سلام بر تو اى يارى دهنده‏اى كه ما را در مبارزه شيطان يارى داد، و اى رفيقى كه راه هاى احسان را هموار ساخت.

 

سلام بر تو، چه بسيارند آزاد شدگان خدا در دوران تو، و چه نيكبخت است به سبب تو كسى كه احترامت را منظور داشته است. سلام بر تو كه چه زداينده بودى گناهان را! و چه پوشنده بودى انواع عيب ها را!

 

سلام بر تو، چه طولانى بودى بر گناهكاران! و چه با هيبت بودى در دل هاى مؤمنان. سلام بر تو اى ماهى كه روزها با تو سر همسرى ندارند، سلام بر تو كه از هر جهت موجب سلامتى. سلام بر تو، كه همنشينيت مكروه، و معاشرتت نكوهيده نيست. سلام بر تو، هم چنانكه با ارمغان بركات بر ما وارد شدى، و آلودگى گناهان را از ما فرو شستى. سلام بر تو، كه وداع با تو از روى خستگى، و ترك روزه‏ات از سر ملالت نيست. سلام بر تو، كه پيش از آمدن در آرزوى تو بوديم، و پيش از رفتن از انديشه فراقت محزونيم.

 

سلام بر تو، چه بسا بدي ها كه به يمن تو از جانب ما گشته، و چه خوبي ها كه به بركت تو بر ما روان شده!

 

سلام بر تو، و بر شب قدرى كه از هزار ماه بهتر است. سلام بر تو، ديروز چه سخت به تو دل بسته بوديم، و فردا چه بسيار به تو مشتاق خواهيم بود! سلام بر تو، و بر فضيلتت كه از آن محروم شديم، و بركات گذشته‏ات كه از ما ربوده شد .

 

 

محروم شدگان از ماه رحمت

 

خدايا، ما اهل اين ماهيم كه ما را به آن تشريف بخشيدى، و ما را براى حق‏شناسى آن توفيق دادى. در آن زمان كه بدبختان قيمت وقتش را نشناختند. و به علت بدبختى خود از فضل آن محروم ماندند. و توئى سرپرست ما در شناختن فضيلتش، كه ما را براى آن برگزيدى، و وظائفش كه ما را به آن رهبرى كردى. و ما - با اعتراف به تقصير - به توفيق تو صيام و قيامش را عهده‏دار شديم. و اندكى از بسيار را به جا آورديم .

 

خدايا، پس از سر اعتراف به بدكردارى و به آيين اقرار بر سهل انگارى حمد تو مى‏گوئيم و پشتيمانى قطعى دلها، و عذر صادقانه زبان هامان را به تو اختصاص مى‏دهيم پس ما را بر تقصيرى كه به ما اصابت كرده، اجرى عطا كن كه به نيروى آن خيرى را كه دلخواه ما است دريابيم و اندوخته‏هائى را كه مورد علاقه شديد ما است به عوض بستانيم. و عذر ما را در تقصير از پرداخت حق خود بپذير، و آينده عمر ما را به ماه رمضان ديگر برسان. و چون ما را به ماه رساندى بر انجام عبادتى كه زيبنده تو باشد يارى ده، و بر قيام به طاعتى كه لايق موجب تدارك حق تو در آن دو ماه كه از ماه هاى زمان است، به دست ما جارى كن.

 

خدايا، هر معصيت صغيره يا كبيره‏اى كه در اين ماه پيرامون آن گشته‏ايم، يا گناهى كه به آن آلوده شده‏ايم، يا خطائى كه مرتكب گشته‏ايم: از روى عمد يا فراموشى، به ستم كردن بر خود يا به هتك حرمت ديگرى، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از آن در پرده ستارى خود بپوشان، و به عفوت از ما در گذر، و ما را در آن ماه نصب العين شماتت كنندگان مساز. و زبان طعنه زنندگان را بر ما مگشاى، و ما را به مهربانى بى‏پايان و فضل كاستى ناپذيرت به كارى بگمار كه سبب فرو نهادن و پوشاندن آن چيز شود كه در آن ماه بر ما نمى‏پسندى .

 

 

نويد آمدن عيد فطر

 

خدايا، بر محمد و آلش رحمت فرست، و مصيبت رفتن ماه ما را جبران كن، و روز عيد و روزه گشودنمان را بر ما مبارك ساز و آن را از بهترين روزهائى قرار ده كه بر ما گذشته است؛ جالب ترين روزها براى عفو، و پاك كننده‏ترين روزها براى گناه و گناهان پنهان و آشكار ما را بيامرز.

 

خدايا، با بيرون رفتن اين ماه، ما را از گناهانمان بيرون آور، و همراه خارج شدنش ما را از بدي هامان خارج ساز. و ما را از خوشبخت‏ترين اهل اين ماه به وسيله اين ماه، و از پرنصيب‏ترين ايشان در اين ماه و از بهره‏مندترين ايشان در اين ماه قرار ده .

 

خدايا، هر كس كه اين ماه را چنانكه شايسته رعايت است رعايت كرده، و حرمتش را چنانكه شرط نگهدارى است نگاه داشته، و به حدودش چنانكه شايسته قيام است به پاخاسته، و از گناهان خود، چنانكه حق پرهيزكارى است، پرهيز كرده، يا به وسيله تقربى به تو نزديكى جسته؛ كه تو را از خود راضى، و رحمتت را به او معطوف ساخته، پس مانند آنچه به او بخشيده‏اى از توانگرى خود بما ببخش، و چندين برابر آن را از فضل خود بما عطا كن. زيرا كه فضل تو كاستى نمى‏گيرد، و خزانه‏هايت نقصان نمى‏پذيرد، بلكه افزون مى‏شود، و كانهاى احسان تو، فانى نمى‏شود، و همانا كه بخشش گوارا، بخشش تو است.

 

خدايا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مانند ثواب هاى آن كس را براى ما بنويس كه تا روز رستاخيز در آن ماه روزه داشته، يا در عبادت تو كوشيده است .

 

خدايا، در اين روز كه آن را براى مؤمنان عيد و شادى، و براى اهل ملت خود روز اجتماع و تعاون قرار دادى، پيش تو توبه مى‏كنيم؛ از هر گناهى كه مرتكب شده‏ايم، يا هر كار بدى كه از پيش فرستاده‏ايم، يا انديشه بدى كه در دل داشته‏ايم؛ توبه كسى كه خيال بازگشت به گناه در دل ندارد، و پس از توبه به خطا باز نمى‏گردد، توبه خالصى كه از شك و ريب پيراسته باشد. پس آن را از ما بپذير، و از ما خشنود شو، و ما را بر آن ثابت بدار .

 

خدايا، ترس از عذاب وعيد، و شوق به ثواب موعود را روزى ما ساز، تا لذت آنچه را كه از تو مسألت مى‏كنيم و شدت اندوه آنچه را كه از آن به تو پناه مى‏بريم دريابيم. و ما را نزد خود از توبه كنندگانى قرار ده كه محبتت را بر ايشان لازم ساخته‏اى، و بازگشتشان را به طاعت خود، پذيرفته‏اى. اى عادلترين عادلان.

 

خدايا، بر محمد پيغمبر ما و آل او رحمت فرست، هم چنانكه بر فرشتگان مقرب خود رحمت فرستادى. و بر او و آلش رحمت فرست، هم چنانكه بر پيغمبران مرسلت رحمت فرستادى و بر او و آلش رحمت فرست، هم چنانكه بر بندگان صالحت رحمت فرستادى، و بهتر از آن اى پروردگار جهانيان؛ چنان رحمتى كه بركتش به ما برسد، و نفعش بما عايد شود و به موجب آن دعايمان مستجاب گردد، زيرا كه تو كريم ترين كسى هستى كه بر او توكل كنند و بخشنده‏ترين كسى هستى كه از فضلش مسئلت نمايند. و تو بر هر چيز قدرت بى‏نهايت دارى.


التماس دعا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت   توسط منادي  | 

"عيد" در لغت از ماده "عود" به معني بازگشت است، لذا روزهايي را که مشکلات قوم و جمعيتي برطرف مي شود و به پيروزي ها و راحتي هاي نخستين باز مي گردند، عيد مي نامند. مانند عيد فطر و قربان به مناسبت اين که در پرتو اطاعت يک ماهه رمضان يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاکي فطري نخستين به روح و جان ، باز مي گردد، و آلودگي هايي که بر خلاف فطرت است ، از ميان مي رود .

 

"عيد فطر" يکي از دو عيد بزرگ در سنت اسلامي است . مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را روزه به پا داشته و از خوردن ،آشاميدن و بسياري از کارهاي مباح ديگر امتناع ورزيده اند ، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي طلبند ، اجر و پاداشي که خداوند ، خود به آنان وعده داده است .

 

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده اند که در اين روز، امر امساک از خوردن و آشاميدن برداشته مي شود و مؤمنان رخصت مي يابند در روز، افطار کنند و روزه خود را بشکنند.

 

 

 

عيد فطر صحنه اي از قيامت

 

حضرت علي (ع)  به مناسبت عيد فطر خطبه اي قرائت کرده و در آن ، اين روز را به قيامت تشبيه فرموده است :

 

اي مردم! اين روز شما ، روزي است که نيکوکاران در آن پاداش مي گيرند و زيانکاران و تبهکاران در آن مأيوس و نا اميد مي گردند.

 

دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاي بازماندگان است .

 

(عيد فطر) شبيه ترين روز به روز قيامت است. -  چون در قيامت عده اي که زيان کارند ، تأسف مي خوردند و غضبناک مي گردند و عده اي که نيکوکارند رستگار و متنعم به نعمت هاي الهي مي شوند . -

 

وقتي از منازلتان براي خواندن نماز عيد خارج مي شويد ، به ياد آوريد زماني را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوي خداي خود خواهيد رفت .

 

وقتي در جايگاه نماز خود مي ايستيد به ياد آوريد زماني را که در محضر عدل الهي مي ايستيد و از شما حسابرسي مي کنند. وقتي از نماز به منازلتان بر مي گرديد به ياد آوريد زماني را که به منازل خود در بهشت خواهيد رفت .

 

اي بندگان خدا! کمترين چيزي که به زنان و مردان روزه دار داده مي شود اين است که فرشته اي در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مي دهد:

 

"هان! بشارتتان باد، اي بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزيده شد، پس به فکر آينده خويش باشيد که چگونه باقي ايام را بگذرانيد ."

 

  

روز و نماز عيد فطر

 

از سخنان معصومين عليهم السلام چنين برداشت مي شود که روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. لذا در اين روز مستحب است که انسان بسيار دعا کند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلي نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

 

مناسبت هاي مختلف اسلامي ، زمينه توجه به خداي متعال و زنده کننده ياد او در زندگي و فکر مسلمانان است و براي بسياري از اين مناسبت ها، اعمال و دعاهاي ويژه اي از جمله "نماز" بيان شده است . بر خلاف اغلب جشن ها و اعياد ، که آميخته به غفلت ها، هوسراني ها و شهوات است، اعياد اسلامي، همراه با نماز، دعا، انفاق، صدقه ، غسل ، طهارت و ... است .

 

در حديث شريفي از امام رضا عليه السلام آمده است :

 

" خداوند ، روز فطر را بدين سبب "عيد فطر" قرار داد تا مسلمانان ، اجتماع و مجمعي داشته باشند که در آن روز، گرد هم آيند و در برابر خداوند ، به خاطرمنت ها و نعمت هايش، به تمجيد و تعظيم بپردازند، پس آن روز، روز عيد و تجمع ، روز زکات و رغبت و روز نيايش است. "

 

 

 

در قنوت نماز عيد  چه مي خوانيم؟

 

بارالها! به حق اين روز، که آن را براي مسلمانان عيد و براي محمد صلي الله و عليه و اله ذخيره و شرافت و کرامت و فضيلت قرار دادي از تو مي خواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستي و مرا در هر خيري وارد کني که محمد و آل محمد را در آن وارد کردي و از هر بدي که محمد و آل محمد را خارج ساختي ، ما را نيز از آن خارج ساز، درود و صلوات تو بر او و آنها. خداوندا! از تو مي طلبم، هر آنچه را که بندگان شايسته ات از تو خواستند و به تو پناه مي برم از هر آنچه که بندگان خالصت به تو پناه بردند .

 

  

جايزه الهي

 

عمده ترين چيزي که در اين نماز، از خدا خواسته مي شود، آمرزش و مغفرت الهي و مبارک ساختن اين عيد، با قبولي طاعات است و اين، بهترين جايزه اي است که خداوند به نمازگزاران روزه دار، عطا مي کند .

 

امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت مي کند که فرمود : هر گاه روز اول ماه شوال (عيد فطر) فرا مي رسد ، منادي از سوي خداوند ندا مي دهد :

 

" اي مؤمنين : بشتابيد به سوي جايزه هايتان."

 

آنگاه امام باقر عليه السلام رو به جابر کرد و فرمود : اي جابر! جوايز خدا، مثل جايزه هاي اين پادشاهان نيست! امروز ، روز جايزه هاست!

 

از "سويد بن غفله" نقل شده است : در روز عيد بر اميرالمؤمنين علي عليه السلام وارد شدم و ديدم که نزد او نان گندم و خطيفه

 

(خوراکي از آرد و شير) و ملبنة (غذا يا حلوايي که با شير تهيه مي شود ) موجود است . پس به آن حضرت عرض کردم : روز عيد و خطيفه؟!

 

حضرت فرمود : اين عيد کسي است که آمرزيده شده است.

 


منابع:

 

1- تحف العقول، ص 170.

 

2- وسائل الشيعه، ج 5، ص141
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت   توسط منادي  | 

 

السلام عليك يا شهر الله اكبر و يا عيد اوليائه .

 

السلام عليك يا اكرم مصحوب من الاوقات و يا خير شهر في الايام و الساعات، السلام عليك من شهر قربت فيه الآمال و... .

 

سلام بر تو اي بزرگترين ماه خدا و اي عظيم‌ترين عيد اولياي حق.

 

سلام بر تو اي دوست نازنين، اي بهترين وقتي كه در ميان اوقات دريافته‌ايم و اي شريف‌ترين ماه كه طي ساعت‌ها و روزها ماه را دريافته‌اي.

 

درود بر تو اي ماه، ماهي كه آرزوهاي ما را به هدف همي نزديك ساختي و اعمال ما را در فروغ خويش روشن همي داشتي.

 

سلام بر تو! اي همدم عزيز كه تا همدم ما بودي، قدر تو را به خوبي نشناختيم و هنگامي كه ترك ما گفتي از فراق تو فاجعه‌اي عظيم يافتيم و خاطرها پريشان و آزرده شده است.

 

سلام بر تو اي مهمان گرامي كه وقتي قدم به خانه‌هاي ما نهادي سخت شادمان شديم و اكنون كه مي‌روي شادي ما پايان يافت.

 

سلام بر تو! اي يار عزيز كه با كمك تو بر شيطان چيره شديم و از بركت تو راه احسان شناختيم . سلام بر تو كه هر چه بد بود در جوار تو از ما دور بود و هر چه بركت و خير بود در كنار تو بر ما ارزاني بود. سلام بر تو كه همه شب در اشتياق روز تو ستاره مي‌شمرديم و همه روز از روز پيش به تو مشتاق‌تر بوديم .

 

سلام بر تو و بر آن فضايل كه از وجود آن بهره‌ور نشديم و بر آن بركات كه نصيب ما نشده است.

 

اي پروردگار من! ما مردمي هستيم كه ماه مبارك تو را درك كرديم، ما را به شرف اين ماه تشريف فرموده‌اي و به نعمت‌هاي خويش در اين ماه توفيق داده‌اي. نابخردان قدرش را نشناخته‌اند و از خير و بركتش محروم مانده‌اند. اين تو بودي كه ما را به معرفت ماه مبارك خويش برگزيده‌اي و به سنت هاي مرضيه‌اش هدايت كرده‌اي.

 

ماه مبارك رمضان، ماه ضيافت الهي، ماه پر خير و بركت و عيد اولياء خدا با همه عظمت و معنويت آن به پايان رسيد و ماه شوال با خاطره شكوهمند عيد فطر آغاز گرديد.

 

عيد بزرگي كه تنها به خاطر انجام مأموريت و وظيفه الهي برگزار مي‌شود و مردم مسلمان جهان به شكرانه موفقيت در انجام فريضه بزرگ روزه و پيروزي بر هواهاي نفساني و وسوسه‌هاي شيطاني جشن مي‌گيرند. خوشا به حال كساني كه در پرتو ماه مبارك رمضان و در سايه پرفيض شب‌هاي قدر با نيايش و پرستش و توجه به پروردگار خويش، دل و جانشان را از غبار آلودگي‌ها و پلشتي‌ها شستشو داده و به پاس اين موفقيت بزرگ عيد سعيد فطر را جشن مي‌گيرند و درس‌هايي چون ايثار، همدردي و كمك، نوع ‌پروري، اخلاص و آزادگي، صداقت در عمل، تقوا و پرهيزكاري كه از مكتب انسان ‌ساز رمضان آموخته‌اند، همواره در مسير حيات خويش به كار مي‌بندند.

 

اميرمؤمنان علي عليه السلام، شهيد گرانقدر رمضان، در يكي از اعياد اسلامي فرمود:

 

امروز تنها روز عيد كساني است كه روزه آنان مقبول درگاه خدا و نمازهاي آنها مورد پذيرش او قرارگرفته و هر روز كه نافرماني خداوند را نكني روز عيد تو خواهد بود.(1)

 

 بنابراين عيد واقعي به پوشيدن لباس ‌نو و آراستن ظاهري و زينت دادن خانه نيست. بلكه عيد به معني يك تحول، يك دگرگوني، يك جرقه و جهاد و مبارزه با نفس در راستاي خدمت به اسلام و محرومان و ستمديدگان است.

 

بود آن روز بر ما عيد مطلق             كه بر جنبش آيد پرچم حق

 

و لذا در مكتب ما، عيد فطر در واقع جشن پيروزي بر تمايلات نفساني و حكومت بر خواهش‌ها و هوي و هوس‌هاست - همه ما بندگان خدا و گوش به فرمان او هستيم. ديروز به فرمان او روزه بوديم و امروز به فرمان او افطار مي‌كنيم. اين است معني تسليم در برابر فرمان خدا .

 

امام خميني(ره) در خصوص اهميت عيد بزرگ فطر مي‌فرمايد:

 

«فطر روزي است كه خداوند تعالي براي مسلمين عيد قرار داده تا با اجتماع خود در نماز و خطبه‌هاي مناسب با هر عصر، راه و روش خود را در مقابل اسلام و مقابل دشمنان خونخوار آن بيابند.»

 

عيد فطر روزي است كه ميهمانان شايسته الهي پس از يك دوره آزمايش بزرگ روحي و معنوي، پاداش خويش را از ميزبان گرامي خود مي‌گيرند و با خداي خويش كه يك ماه در ضيافت كريمانه‌اش شركت كرده‌اند، بيعت خواهند كرد تا درسي را كه در اردوگاه عظيم رمضان آموخته‌اند، همچون مشعلي تابناك فرا راه خويش قرار دهند و از پرتو نور آن بهره‌مند شوند.

 

حضرت علي عليه السلام اين روز را به قيامت تشبيه مي‌نمايد و در خطابه‌اي كه در عيد فطر براي مردم ايراد كرده بود مي‌فرمايد: ايهاالناس! امروز روز پاداش نيكوكاران و زيان تبهكاران است و شباهت بسياري با روز رستاخيز دارد.

 

پس هنگامي كه از خانه‌هايتان براي نماز (عيد) بيرون مي‌رويد، صحنه، خروج از قبر و روانه شدن به سوي پروردگارتان را به ياد آوريد... .(2)

 

اميد است خداوند همه ما را در زمره روزه‌داران واقعي خويش قرار دهد تا با الهام از اميرمؤمنان عليه السلام اولين شهيد محراب، پاسدار خون شهيدان باشيم و همواره از حق و عدالت دفاع نماييم و با قلبي آكنده از عشق و ايمان اين دعاي ماه رمضان را بخوانيم:

 

خدايا! مرا با بهترين حال باقي بدار و در بهترين حال بميران كه آن حالت عشق به دوستانت و دشمني با دشمنان توست.(3)

 

و به راستي رمضان ماه نياز و نيايش به آستان جلالت خداوندي به پايان رسيد و عيد مسعود فطر از جاده‌هاي ملكوت باز آمد.

 

فطر جشن رياضت و بندگي و نوبت لبخند مهربان يار است. مهرباني بيكران خداوند، اينك در لحظه‌هاي خرم فطر، بر سر و روي عاشقان و رازهاي نهاني، سراپرده قدس بر آنان چهره مي‌گشايد.

 

رمضان با همه شكوه و قداست، به پايان رسيده است و عاشقان خداوند، با ماه مبارك آسماني، توديع كرده‌اند، دل بركندن از نغمه‌هاي قدسي و زمزمه‌هاي عارفانه سحري و چشمه‌هاي جوشان فيض چه دشوار است، اما فطر سعيد، جان بندگان را به نسيم نوازش و پاداش نيايش مي‌نوازد و آرامش اثيري ايمان و اميد را در دل‌هاي آنان زنده مي‌كند. عابدان درگاه اوست، رمضان را در حرم اشتياق به تجلي يار گذرانده‌اند و اينك در آستان عيد، عارفانه به آبشار بلند لطف او مي‌نگرند كه جهان را از بوي عشق سرشار كرده است.

 

عيد فطر، درخشش تابناك حقيقت است بر پيشاني سپيد صبح سعادت، فرشتگان خداوند اينك عابدان زمين را مي‌نگرند كه تمام اين ماه پاك را به عبوديت و خاكسپاري سر كرده‌اند و اكنون چشم تمنا به دست‌هاي سبز ملكوت دارند تا چشمه‌هاي روشن فيض را از دل‌ها بجوشاند و نام عاشقان را در جريره بندگان خاص بنگارد.

 

اما آن ماه پاك كه از سامان عمر خاكي ما گذشت، تجليگاه مهرباني خداوند بود و فرصتي براي رويش و پويش، هر كه دمي به خويشتن آمد و بهره برد، از دلگشايي و جان ‌پروري نسيم نوازش دوست جان گرفت و احياء شد و هر كه سرشت سپيد «قدر» را فرو گذاشت، اينك در آستانه عيد عارفان دست حسرت گزيد.

 

و شگفت نيست كه مولاي عابدان و نيايش‌گران جهان، حضرت سجاد عليه السلام در يكي از ادعيه خويش با رمضان بزرگ وداع كرده است، وداعي كه چون جان مشتاقان سوزنده و تپنده است و چون نام مقدس عشق هماره زنده .

 

حضرتش عاشقانه از مهرباني رمضان و فروغ تابنده آن سخن مي‌گويد و در اندوه فراق رمضان اشك مي‌ريزد.

 

«بدرود اي ماه بزرگ خداوند! اي عيد دوستان خدا، اي ماه آرزو و عمل، اي نام بزرگ خداوند. اندوه كه از مهرباني تو، اينك، محروم شده‌ايم و از بركات تو وامانده‌ايم.»

 

و اين است كه حتي عيد عارفان و عاشقان، عطر سبز لاهوت را دارد و نم‌نم اشك بر رخسار زرد عابدان از معنويت زلال الهي حكايت مي‌كند.

 

اندوه دوست در شامگاه عيد فطر، رنگي از شادي نيز دارد. شادماني، وارستگي، و صبوي اين كه - دست كم - ماهي دست از تعلق تيره جهان شستيم و از غير دوست آستين افشانديم تا لطف بي‌زوال يار، دستگير شود و جان خسته نيازمندان به مرهم عنايتي بنوازد.

 

عيد سترگ فطر، جشن ساده زميني نيست، بر خاك خفتگان چه مي‌دانند كه چه شط زلالي در واژه سه حرفي فطر جاري است؟

 

عاشقان دانند كه عيد فطر، حقيقت روشن تكامل بر شاخه‌هاي ترد محبت است، معناي آسماني ژرفي در لحظه‌هاي روحاني عيد فطر نهفته است، معناي ابدي رياضت، اطاعت، بندگي، انفاق، قناعت، صبوري و هزار هزار ژرفناي خدايي ديگر، و آن بذر پاك كه بندگان مخلص خدا در روزان و شبان ماه آسماني رمضان افشانده‌اند، اينك در عيد مبارك فطر، به بار مي‌نشيند و ميوه‌هاي بس رنگارنگ و تازه مي‌آورد.

 

كاروانيان جاده سلوك و مسافران سپيدپوش آفتاب، اينك به منزل حقيقت رسيده‌اند و در انتظار دوست نماز مي‌گذارند، ساده و بي‌ريا بر بورياي بال فرشتگان نشسته‌اند و در مكاشفه ناب ترين تجربه ديني، محو جمال معشوق مطلق شده‌اند.

 

چه طراوتي در لحظه‌هاي اين روز پاك و مقدس است كه با آسمان و زمين برابري مي‌كند؟ كدام كُنه حقيقت، كائنات را چنين به وجه آورده است؟

 

مژده باد عاشقان را كه عيد معرفت از دريچه‌هاي آسمان درآمده است، فرخنده باد اين شكوه روشن، اين قطره‌هاي ژرف لطف كه از ابرهاي لاهوتي مي‌چكد.

 


 

پي‌نوشت‌ها:

 

1. نهج‌البلاغه، كلمات كوتاه، ص 428 .

 

2. بحارالانوار، ج 87 ، ص 362 .

 

3. مفاتيح‌الجنان، ص 309 .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت   توسط منادي  | 

رمضان از اسماء الله است
رمضان اسمى از اسمای الهى است و نبايد ‏به تنهایى ذكر شود . امام محمد باقر (ع) می فرمایند: نگویيد رمضان است. نگویید رمضان رفت يا آمد؛ زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه چیز زایل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد. پس ماه را اضافه كنيد و بگویيد ماه رمضان .ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است ...
حضرت على بن ابى طالب (ع) می فرمایند: نگویید رمضان بگویید ماه رمضان شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست و چه فضایلى در او نهفته است.
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما و تابش آفتاب بر شن و ماسه ... معنا شده است. انتخاب چنين واژه‏اى براستى نشانگر دقت نظر و لطافت ‏خاصى است. سخن از گداخته شدن است. شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش است رمضان ماه تحمل شداید و عطش است. عطشى حاصل از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان است. عطش ديگر حاصل از نفس سركشى است كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
این دو سوزش رابطه عكس  دارند.بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى شود و هرگز به جرعه ای بسنده نمى‏كند و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير برای ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد ؛اما عطش حاصل از آفتاب سوزان سيرى پذير و قانع است و با جرعه ای فرو می نشیند.

امام علی (ع) :

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت   توسط منادي  | 

 

میلاد یگانه منجی عالم بشریت را به کلیه ی مومنان وعاشقان آن حضرت تبریک عرض میکنم.

 

 امام زمان (عج)

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت   توسط منادي  | 

حکایتهای بیدار کننده درباره توبه

از آنجائیکه در نقل داستانهای اهل ایمان و تقوی در بیداری و آگاهی دل تاثیر خاصی است بطوریکه شنونده را بعمل وامیدارد در این مقام چند داستان از اهل توبه را در این پست قرار میدهم. امید است خوانندگان عزیز از خواندن آنها بهره مند شوند.

   - در کتاب مصابیح القلوب سبزواریست که چون آیه تحریم و منع خوردن شراب بر پیغمبر (ص) نازل شد ، منادی رسولخدا (ص) ندا داد کسی نباید شراب بخورد ، روزی اتفاق افتاد که رسول خدا (ص) در کوچه ای عبور می کرد و مرد مسلمانی شیشه شراب به دست داشت وارد آن کوچه شد ، چون رسولخدا (ص) را دید که می آید سخت ترسید و گفت خدایا توبه کردم که دیگر شراب ننوشم ، من را رسوا نکن ، چون نزدیک به آنحضرت شد فرمود : در این شیشه چیست ؟ گفت سرکه است ، آنحضرت دست را جلو برد و فرمود مقداری در دست من بریز ، و وقتی که ریخت دید که سرکه است ، آنمرد گریه کرد و گفت یا رسول الله قسم به خدا که سرکه نبود بلکه شراب بود ولی توبه کردم و از خدا خواستم که مرا رسوا نکند ، چنین شد و رسوا نشدم . حضرت محمد (ص) فرمود : چنین است هرکه توبه کند خداوند سیئات او را به حسنات تبدیل میکند (( اولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات )).

  - در جلد 15 بحارالانوار باب الخوف و الرجاء صفحه 117 از حضرت سجاد (ع) روایت شده است که فرمود : در بنی اسرائیل مرد کفن دزدی بود ، همسایه اش مریض شد و ترسید بمیرد ، مرد کفن دزد را صدا کرد و به او گفت چگونه همسایه ای بودم : مرد کفن دزد گفت خوب همسایه ای بودی مرد همسایه به کفن دزد گفت من کاری دارم که میخواهم تو انجام دهی ، مرد کفن دزد گفت : انجام می دهم ، مرد همسایه دو کفن آورد و به مرد کفن دزد گفت هرکدام که بهتر است بردار برای خودت تا مرا در کفن دیگر بپوشانند و چون مرا دفن کردند قبر مرا نشکاف و مرا برهنه مساز و کفن مرا نبر ، کفن دزد نپذیرفت تا اینکه به سبب اصرار همسایه کفن نیکوتر را برداشت و رفت و چون همسایه مرد و دفنش کردند ، کفن دزد گفت مرده که شعوری ندارد تا بفهمد من خلف وعده با او کرده ام ، میروم و کفن او را می دزدم ، پس قبرش را شکاف و چون خواست کفن را بردارد و او را برهنه سازد ، صیحه و صدای سختی شنید که می گوید این کار را نکن ، پس ترسید و کفن را ندزدید و قبرش را پوشانید ، تا هنگام مردنش به فرزندانش گفت چگونه پدری بودم برای شما ، گفتند نیکو پدری بودی گفت مرا به شما حاجتی است ، گفتند انجام خواهیم داد گفت هرگاه مردم بدنم را آتش بزنید و وقتی خاکستر شدم خاکسترم را به باد بفرستید نصفی به سمت دریا و نصفی به سمت صحرا قبول کردند و چون مرد چنین کردند ، پس خدای تعالی خاکسترهای متفرقه بدن او را جمع نمود و زنده اش کرد و فرمود چه سبب شد که چنین وصیتی کردی عرض کرد به عزتت قسم ترس از عذاب تو مرا بر این وصیت داشت ، پس فرمود : من هم تو را بخشیدم و ترس تو را به آرامش مبدل کردم و طلبکارانت را راضی خواهم کرد.

از این حکایت دانسته میشود که هرگاه گنهکار از گناهش پشیمان شود و از عذاب خداوند ترسناک باشد ، خداوند هم او را خواهد آمرزید و خصماء او را راضی خواهد فرمود....

بقیه را در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت   توسط منادي  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت   توسط منادي  | 

میـلاد با سعادت

مولود کعبه مولی الموحدین حضرت علی (ع)

بر شیعیان و همه محبان و رهپویان طریق علوی

تبریک و تهنیت باد

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

ولادت حضرت علی(ع)

معبــود من!

به مسجد، سجده گاه عاشقان

و سر بر آستان نهادگان و خانه امن و آرامش تو آمده ام!

مکاني که پروازها از آن سر گرفته

و محل نزول فرشتگان ومجمع عاشقان ومحفل کروبيان است.

بدان اميد آمده ام که در کنار دوستان و مقربان قرار گيرم

تا شايد گوشه چشمت بر من گنه کار افتد.

اعتکاف پرورش جسم و جان است، انسان آمیزه ای است از این دو و نیازمند پرورش در ابعاد وجودی خود، انسان به دنبال سعادت و کمال است، روح انسان نیازمند نیایش است، مناجاتی شیرین و زیبا، هم کلامی موجودی ضعیف با منشأ قدرتها. از آغاز خلقت تا صحنه رستاخیز، راز و نیاز زیباترین هنر آدمی است.

اشتغال انسان به کار و زندگى و مسئولیتهای اجتماعى، گاهى موجب غفلت مى ‏شود و توجه به کار، گاه انسان را از توجه به هدف باز مى ‏دارد و سبب مى ‏شود وظیفه بزرگ یاد خدا و توجه به خود سازى و مبداء و منتهاى هستى فراموش شود ، در این میان اعتکاف، آب حیات بخش در کویر غفلتهاست.
 
اعتکاف زمینه توبه و بازگشت است.

بازگشت‏ به قرآن و معنویت،

بازگشت ‏به دعا و استمداد از عالم غیب،

بازگشت از"خودمدارى‏" به‏ "خداگرایى‏"

« دوستان و رفقای معتکف، دعا در حق همدیگر را فراموش نکنید »

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت   توسط منادي  | 

       بسم الله الرحمن الرحیم         مادر روزت مبارك باد

          انا اعطیناک الکوثر      

         فصل لربک و انحر       

        ان شانئک هو الابتر      

میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر و زن بر همه مادران و زنان مخصوصا مادر عزیز خودم تبریک می گویم.

 من چند تا عکس( gif) در این رابطه درست کردم امیدوارم خوشتون بیاد.چون حجم شون یک کم زیاد است.آنها را مي توانيد در لينكهاي زير ببنيد.

مادر روزت مبارك

يا فاطمه الزهرا

دوستت دارم

نظر یادتون نرود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط منادي  | 

امشب برایم از دل بی همزبان بگو

باید نماز گریه بخوانم، اذان بگو

از کوله بار معصیت و جاده های زخم

از شانه های مضطرب و ناتوان بگو

از روزهای ابری و شب های سرد آه ...

از غربت پرنده بی آشیان بگو

باور کن ای عزیز که بالم شکسته است

بالا نشین من! کمی از آسمان بگو

رفتی کجا که دستِ نگاهم نمی رسد

از آن کرانه ی آه ... از آن بی کران بگو

در سفره جا نهاده ایم ایمان خویش را

از زندگی بخاطر یک لقمه نان بگو!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت   توسط منادي  | 

چه كنيم تا در دنيا راحت زندگى كنيم؟

قرآن مى‏فرمايد: «لِكَيلا تَأسوا على‏ ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم» (24) آن گونه باشيد كه اگر چيزى را از دست داديد، تأسّف نخوريد و اگر چيزى به شما دادند، شاد نشويد. راستى آيا مى‏شود انسان اينگونه متعادل باشد كه دادن‏ها و گرفتن‏ها در او اثرى نگذارد؟
كارمند بانك، يك روز مسئول دريافت پول مردم مى‏شود و روز ديگر مسئول پرداخت پول به مردم مى‏شود. نه آن روزى كه پول مى‏گيرد خوشحال است و نه آن روزى كه مى‏پردازد، ناراحت. زيرا او مى‏داند هر دو روز، امانتدارى بيش نبوده است.
 مثالى ديگر:

براى لاستيك تراكتور، حركت در زمين هموار و غير هموار يكسان است، ولى براى لاستيك دوچرخه، تفاوت دارد.
نشستن و برخاستن يك گنجشك، روى شاخه گل اثر مى‏گذارد ولى روى درخت تنومند، اثر چندانى ندارد.
آرى، انسان‏هاى بزرگ به خاطر سعه صدرى كه دارند، مسايل جزئى در روح آنان اثر چندانى ندارد.
امام حسين‏عليه السلام ظهر عاشورا در برابر دهها تير كه به سويش رها شد و دهها داغى كه ديد، نمازِ با حال و خشوعى خواند، در حالى كه كوچك‏ترين حركت، ما را از نماز يا خشوع باز مى‏دارد

هر که به يک زندگي ساده از خدا راضي باشد خدا هم به عمل اندک او راضي شود .
اصول کافي ، ج 3 ، ص (  207 )

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت   توسط منادي  | 

خاطرات.............

قرار بود مقام معظم رهبري در ساعت مشخص به منزل يكي از علما تشريف بياورند. پانزده دقيقه از وقت مقرر گذشت و آقا بعد از يك ربع تاخير تشريف آوردند. آن شخص با كنايه به آقا گفتند: شما جند دقيقه اي تاخير داشتيد . آقا فرمودند: بله ما به ديدم خانواده شهدا كه مي روم ، معمولا اگر در يك كوچه چند خانواده شهيد باشد، به همه آنها سر مي زنيم، در كوچه اي كه ما رفته بوديم ، از قبل گفته بودند دو خانواده شهيد حضور دارند، بعد معلوم شد خانواده شهيد ديگري نيز حضور دارد، تاخير ما به اين علت بود.

اين آقا باز درك نكرد و گفت :اين كارها براي جذب قلوب بد نيست

يعني شما اين كار را براي جذب قلوب مي كنيد.

مقام معظم رهبري با يك حالت جدي فرمودند:

 

شما اسمش را هر چه مي خواهيد بگذاريد ولي آقاي فلاني بدانيد اگر اين خانواده شهدا نبودند، اگر اين خونهاي پاك نبود، اين عمامه بر سر من و جنابعالي نيود.

به نقل از حجّه الاسلام و المسلمین آقای موسوی کاشانی (یکی از اعضای بیت رهبری)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت   توسط منادي  | 

آيا اخلاق پيامبر (ص)قابل شمارش است؟

مردي از امير المومنين (ع) درخواست كرد، اخلاق  پيامبر (ص)را برايش بشمارد، امام علي (ع) فرمودند:

 تو نعمت هاي دنيا را بشمارتا من نيز اخلاق آن جناب را برايت بشمارم ، عرض كرد چگونه ممكن است نعمتهاي دنيا را احصاؤ كرد با اين كه خدا در قرآن مي فرمايد:

(( و ان تعدوت نغمه االه لا تحصو ها)) اگر نعمتهاي خدا را بشماريد ، نمي توان به پايان رساند. حضرت علي (ع) فرمودند: خداوند تمام نعمتهاي دنيا را قليل و كم مي داند (( قل متاع الدنيا قليل)) و اخلاق پيامبر اكرم (ص) را بزرگ و عظيم شمرده است.

((انك لعلي خلق عظيم )) اينك تو چيزي كه قليل است نمي تواني بشماري، من چگونه چيزي كه عظيم و بزرگ است احصاء كنم، ولي همين قدر بدان كه اخلاق نيكوي تمام پيامبران ، بوسيله رسول اكرم (ص) تمام شد، هر يك از پيامبران مظهر يكي از اخلاق پسنديده بودند، چون نوبت به آن جانب رسيد ،تمام اخلاق پسنديده را جمع كرد از اين رو فرمود:( اني بعثت لا تمم مكارم الاخلاق‌) من بر انگيخته شدم تا اخلاق نيكو را تمام كنم .

منبع : داستان ها و پندها ج 3ص 101

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت   توسط منادي  | 

سلام

امروز مي خواهم نامه اي كه به خواهرم نوشتم را در اين پست قرار دهم.شما خواهر گرامي مي توانيد جهت خواندن نامه به ادامه مطلب مراجع نماييد  و يا مي توانيد  نامه را به صورت فايل << ورد >>  ذخيره نمايد و نظر خود را در باره این نامه بگویید. دانلود غير مستقم  جهت ذخيره كردن نامه.

kzv

 

مديرت وبلاگ از نظرات و پيشنهاد هاي شما در باره اين نامه استقبال مي كند . باتشكر منادي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط منادي  | 

بهترين راه حل براي مقابله با تهاجم فرهنگي

تهاجم فرهنگي عليه باورهاي ديني و اسلامي مطالبي است انكار ناپذير كه همواره وجود داشته و با روندي رو به افزايش ، بنيان هاي اصيل اسلامي را مورد هجوم قرار داده است . پس از پيروزي انقلاب اسلامي همواره سعي بر اين بوده كه در مقابل اين شبيخون ها ، مقابله صورت گيرد . به نظر مي رسد كه يكي از بهترين راه حل براي مقابله با تهاجم فرهنگي استكبار ، توجيه خانواده ها به ويژه پدران است كه مراقب خود و خانواده ها باشند و محيط خانواده را به تربيتكده اي تبديل كنند و همه اعضاي آن مراقب يكديگر باشند ، چرا كه نمي توان براي هر فرد از جامعه ، مراقبي گماشت . بنابراين اگر خانواده كه مهمترين هسته اجتماع است اصلاح شود ، تمام جامعه اصلاح خواهد شد وبر عكس .براين اساس ، بايد با شيوه هاي گوناگون تبليغي به ارشاد خانواده ها بخصوص سرپرستان آنان پرداخت و از اين رهگذر تا حدودي جامعه اسلامي را در برابر تهاجم فرهنگي واكسينه كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت   توسط منادي  | 

احكام حجاب
سؤال : آيا حجاب از ضروريات دين است ؟ و حكم كساني كه به آن بي اعتنايي مي كنند ، چيست ؟
حضرت آية ا... العظمي خامنه اي :
اصل حجاب ضرورت دين محسوب مي شود ، ولي بي اعتنايي به اصل و عدم رعايت آن معصيت و گناه است .
حضرت آية ا... العظمي بهجت :
بي اعتنايي به حجاب گناه و داشتن حجاب واجب است .
حضرت آية ا... العظمي صافي گلپايگاني :
اصل وجوب حجاب في الجمله از ضروريات دين اسلام است و منكر آن مرتد است ،ولي بي اعتنايي بهآن با عدم انكار وجوب آن فسق است .
حضرت آية ا... العظمي تبريزي :
اصل حجاب براي زنان از ضروريات دين است وحكم كساني كه به آن بي اعتنايي نمايند ، حكم بي اعتنايي به ساير تكاليف ديني است .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت   توسط منادي  | 

نبود پدر, عدم انسجام خانواده, فاقد بودن مادر از بينش و اقتدار تربيتى, عدم هماهنگى پدر و مادر در مورد تربيت فرزندان, عدم كنترل بر رفت و آمد فرزندان, بيگانگى پدر و مادر با فرزند از عوامل تاريك شدن فضاى خانه و مردن روح اميد و نشاطدر خانواده است.
1-  افراط در معاشرتهاى فاميلي
2- وضعيت روانى
در تربيت دختران و آموزش مسائل مذهبى و اجتماعى آنها, بايد بر اين نكته تاكيد كرد كه هر چند ممكن است انسان از طريق خودنمايى بدنى و رفتارهاى تحريك كننده, توجه عده اى را به سرعت به خود جلب كند, لكن بايد دانست كه اين عده از جمله كسانى هستند كه تا وقتى به آنها بهره داده شود با آن شخص هستند ولى به محض اينكه احساس كنند طرف و شخص مورد نظرشان بهره دهى را از دست داده به بدترين وضع او را رها مى كنند. و موجب نگرانى, دلهره و افسردگيهاى روحى و چه بسا خودكشى آنان شود; زيرا چنين زنان و دخترانى به اين اميد تسليم هوسهاى مردان و پسران شده اند كه شايد كسى حاضر باشد در غمها و شاديهاى آنها شريك باشد و حال كه به مقصود خود نرسيده اند, نسبت به آن واكنش نشان مى دهند
.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت   توسط منادي  | 


1-رسول خدا فرمود:
شآرِبُ الخَمرِ کَعابد الوَثَن:
<<شراب خوار مانند بت پرست است>>


2-اَلغَضَبُ یُفسِدُ الایمانَ کمَا یُفسِدُ الخلّ ُ العسَلَ:
«خشم،ایمان را تباه می سازد همان گونه که سرکهء عسل را فاسد می نماید»


3- مَن تَعَصّبَ َاو تعُصُِبَ لَهُ فَقَد خلعَ رِبقَ الایمان فِی عُنُقِِِِِهِ:
«کسی که حمایت بیجا (از فامیل،دوست و ...)کند ،ویا برای او تعصّب و حمایت بیجا شود (و او راضی آن باشد) رشته ی ایمان را از گردن خود کنده است


4- نِعمَ المالَ الصالِح لِلرّجُل الصّالِح،نِعمَ العَونُ عَلی تقوَی اللهِ المالَ :
«ثروت شایسته برای انسان شایسته،بسیار نیک است، و ثروت یاور نیکی بر تقوای الهی است»


5-لا یُلدَغ ُ المُومِنُ مِن جُحرٍ مَرّتَین ِ:
«مومن از یک سوراخ،دوبار گزیده نمی شود(یعنی هوشیار است و در یک مورد ، دو بار گول نمیخورد)»


6- مَن تعَلمَ العِلمَ وَ لم یَعمَل بِما فِیهِ حَشَرَهُ اللهُ یَومَ القِیامَةِ اعمی:
«کسی که علم و دانش بیاموزد،ولی به آن عمل نکند،خداوند در قیامت،او را کور محشور نماید»


7- مـــا کـــادَ جَــبرَئیلُ یَاتِینِی الاّقـــالَ:یــا مُحَمّدُ اِتَّق ِشَحناء الرّجال ِوَعَداوَتَهُم:
«نبود زمانی که جبرئیل نزد من بیاید مگر اینکه می گفت:ای محمّد!ازکینه و دشمنی مردم بپرهیز»[موجب کینه و دشمنی آنها نشو]


8- اِنَّ مــِن الیَقیِن ِ ان لا تُرضُوا النّاسَ بسَخَط ِ اللهِ، وَ لا تحمَدُوهُم عَلی ما رَزَقَکُمُ الله ُ،وَ لا تَذ ُمُّوهُم عَلی ما لَم یُوتِکُمُ اللهِ:
« نشانه های اعتقاد یقینیِ این است که:خشنودی مردم را بر خشم خدا مقدّم ندارید،و مردم را به خاطر رزقی که خدا به شما داده نستائید ، و از آنچه خداوند آن را بر شما باز داشته است،نکوهش نکنید»


9- صِِلُوا ارحامَکُم وَلو بِالسَّلام ِ:
«صله رحم کنید ،گرچه با یک بار سلام کردن باشد»


10- لَو انَّ رَجُلا ّ تَوَکـــَّـلَ عَلی اللهِ بِصِدق ِالنَّیّةِ لاحتاجَت اِلیهِ الا ُمَراءُ فَمَن دُونَهُم، فَکیفَ یحتاجُ هُوَ وَ مُولاهُ الغَنِیُّ الحَمِیدُ:
«اگر انسانی با نیّت درست بر خدا توکّل کند ،امیران و سران،وپائین تر از آنها،به او نیازمند می شوند ،در این صورت چگونه او محتاج گردد،در حالی که مولای او (خدا) بی نیاز از ستوده شده است؟»

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت   توسط منادي  | 

شخصى پرادعا پرسيد: آن دو دختر كه نامشان سكينه و رقيه بود و پشت دروازه كوفه ، شير آنها را خورد، دختران كدام امام بودند؟
پاسخ شنيد:
اولا يك نفر بود، نه دو نفر.
ثانيا پسر بود، نه دختر.
ثالثا در بيابان كنعان بود، نه پشت دروازه كوفه .
رابعا پسر پيغمبر بود، نه دختر امام .
خامسا نامش يوسف بود، نه سكينه و رقيه .
سادسا گرگ او را خورد، نه شير.
سابعاً آن هم دورغ بود .

عجب!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت   توسط منادي  | 

کم از خروس مباش
آيت الله حسن حسن‌زاده آملي

از اَمَل(1)چشم‌پوش و در عمل کوش. مرد جستجوي باش نه گفت و‌گوي. از دريا بخواه نه از جوي. از فضول کلام چون فضول(2) طعام دست بدار. سبک بار باش نه سبک سر و سبک سار. خروس در سحر به ذکر سبّوحٌ قدّوسٌ در خروش است، کم از خروس مباش، چون به خروش آمدي بدان که بهترين عطاي دوست لقاي او است.

------------------------------------------------------------------------

1- آرزو

2- زيادي

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت   توسط منادي  | 

امير المؤ منين در نهج البلاغه مى فرمايد:

دوستان تو سه دسته اند: 1 - دوست تو 2 - دوست دوست تو 3 - دشمن دشمن تو.

دشمنان تو نيز سه دسته اند: 1 - دشمن تو 2 - دشمن دوست تو 3 - دوست دشمن تو.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت   توسط منادي  | 

علت عدم استجابت دعا

   ۱- عالمى را پرسيدند: چرا خداوند دعاى ما را مستجاب نمى كند؟
گفت : چون شما دعوت خدا را اجابت نكرديد. و اين دو آيه را به عنوان شاهد بر زبان جارى نمود. وَاللهُ يَدعُوا اِلى دارِالسلامِ، وَ يَستَجيبُ الَّذينَ امَنُوا وَعَمِلُوا الصالِحاتِ.


۲  -از ابراهيم بن ادهم پرسيدند:چرا دعاى ما به اجابت نمى رسد؟
در حالى كه خداوند مى فرمايد: اُدعُونى اءَستَجِب لَكُم .
پاسخ داد: چون قلبهايتان مرده است .
سؤ ال شد: چه چيزى قلبها را مى ميراند؟
گفت : هشت خصلت .
1 - حق خدا را مى شناسيد، اما براى اداء حق او قيام نمى كنيد.
2 - قرآن مى خوانيد ولى حدود الهى و احكام قرآنى را ترك كرده ايد.
3 - مى گوئيد ما رسول خدا را دوست داريم ، ولى به سنت و شيوه زندگى او پايبند نيستيد.
4 - مى گوئيد از مرگ مى ترسيم ،اما خود را براى مرگ آماده نساخته ايد.
5 - خداوند فرمود: شيطان دشمن شماست . پس او را دشمن خود بدانيد، ولى از او در انجام معاصى پيروى مى كنيد.
6 - مى گوئيد از آتش دوزخ بيم داريم ، ولى بدنهايتان را به دست خود و با عمل خويش به آتش مى اندازيد.
7 - مى گوئيد بهشت را دوست داريم ، ولى براى آن تلاش نمى ورزيد.؟
8 - از صبح تا شب ، عيوب خودتان را پشت سر مى اندازيد، و عيوب مردم را در جلو چشمتان قرار مى دهيد. شما با اين اعمال ، خداوند را به خشم مى آوريد. پس چگونه دعايتان را مستجاب نمايد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت   توسط منادي  | 

تعظيم حق الهى
بدان كه هرگاه تو گناه را عظيم شمارى حق خداوند را عظيم شمرده اى ،و هر گاه گناه را كوچك شمارى حق خداوند را كوچك شمرده اى .و گناهى كه تو آنرا عظيم پندارى ،خداوند كوچكش خواهد شمرد، و گناهى كه تو آنرا كوچك پندارى ، خداوند آن را بزرگ خواهد شمرد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت   توسط منادي  | 

سير منازل كمال
1 - يقظه :
بيدارى از خواب غفلت و شناخت مقام آدميت .
2 - توبه : باز گشت به خدا و پناه آوردن به حضرت حق جل جلاله .
3 - ورع : پرهيز از محرمات و شبهات .
4 محاسبه : ارزيابى خوبيها و بديهاى نفس با خود و ديگران .
5 - ارادت : ميل به رسيدن به مراد با جد و جهد بسيار.
6 - زهد: ترك علائق دنيا و دل از غير خدا بريدن .
7 - فقر: خالى ساختن دل از محبت آنچه ندارد.
8 - صدق : يكرنگى و يكسان بودن باطن و ظاهر.
9 - صبر: استقامت در مقابل هواهاى نفسانى و در جهت رفع موانع .
10 - رضا: خشنودى از سختيها و گرفتاريها.
11 - اخلاص : عمل خود را براى خدا خالص نمودن و از ريا پرهيز كردن .
12 - توكل : اعتماد بر خدا در همه كارها ،و باور اين حقيقت كه هر چه او بخواهد خير است .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت   توسط منادي  | 

فضيلت ذكر
پيامبر(ص):
كسى كه زبان ذاكر داشته باشد، خير دنيا و آخرت به او عطا شود.
كسى كه همواره به ياد خدا باشد خدا او را دوست دارد، و از نفاق و دوزخ او را حفظ كند.
اى موسى : در هر حال مرا فراموش مكن ، زيرا فراموش كردن من قلب را مى ميراند.
اى عيسى : مرا ياد كن تا به ياد تو باشم .

امام صادق عليه السلام : خداوند متعال فرمود:

هر كس در خلوت ونهان مرا ياد كند، او را در جلوت و عيان ياد خواهم كرد.

يا اَيَّهَا الَّذينَ امَنُوا اذكُروُا اللهَ ذِكرا كَثيرا # وَ سَبِّحُوهُ بُكرَةً وَ اَصيلا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت   توسط منادي  | 

نجات اهل ذكر

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: ملائكه بر مجالس اهل ذكر مى گذرند. پس بر بالاى سر ايشان توقف مى كنند و با گريه اهل ذكر مى گريند و دعاى آنان را آمين مى گويند.
هنگامى كه فرشتگان به آسمان بالا مى روند ،خداوند مى فرمايد: فرشتگان من كجا بوديد در حالى كه خدا به ايشان دانا تراست .
فرشتگان : پروردگارا تو دانا ترى . ما در يكى از مجالس اهل ذكر شركت كرده بوديم . آنان را مشاهده كرديم كه تسبيح و تقديس تو مى گويند و بر گناهانشان از تو طلب مغفرت مى كنند، از آتش دوزخ مى ترسند، و به ثواب تو اميد دارند.
خداوند: شما را گواه مى گيرم كه گناهان ايشان را بخشيدم ، و آنان را از دو زخ ايمن ساختم و بهشت را براى آنان واجب گرداندم .
فرشتگان : خداوندا، در مجلس كسى بود كه بياد تو نبود و ترا تقديس و تسبيح نمى كرد.
خداوند عزوجل : من او را هم بواسطه مجالست با اهل ذكر و شركت در مجالس دينى و مذهبى بخشيدم . زيرا همنشين اهل ذكر، شقى و بدبخت نمى گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت   توسط منادي  |