|
این وبلاگ در زمينه معلومات عمومی و مذهبی می باشد
|
|
|
|
|
سلام به دوستان عزيز اين قسمت مخصوص سوالات- نظرات - پيشنهادات -يا انتقادات شما مي باشد .در ضمن مطالبي كه شما عنوان مي كنيد به صورت محرمانه محفوظ مي ماند مگر مطالبي كه از نظر ما عمومي باشد در معرض ديد ديگران قرار مي گيرد. ما را امين خود بدانيد. پس در قسمت نظر خواهي اين پست نظرات خود را در ميان بگذاريد. با تشكر مديريت وبلاگ ( منادي) |
|
|
|
|
||||
|
سلام به تمام دوستان از اینکه مدت زیادی نتونستم مطلب جدیدی بنویسم معذرت می خوام .در این مدت طولانی خیلی حوادث تلخ و شرین ( فوت پدرم و ازدواجم و ... )برایم افتاده.به همین خاطر نتونستم وبلاگ را بروز کنم . الان هم فعلا ذهنم خیلی درگیر مسائلی که برایم اتفاق افتاده هست . شاید در آینده با یک نگاه جدید و شاید با یک وبلاگ جدید برگردم . برایم دعا کنید. به امید دیدار
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت توسط منادي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد جاذبه زمین را کشف کرد. روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد گفت : چه قدر بد شانس هستم و آنجا را ترک کرد. روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد سیب را نقاشی کرد. روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد سیب را بالذت خورد. روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد عصاره شفا بخشی از آن ساخت و معجزه طب را آشکار کرد. روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد سیب را گذاشت برای روز مبادا. روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد گفت : این توطئه دشمن است و درخت را قطع کرد. روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد به دل ذرات سیب سفر کرد و فلسفه جهان را از پیوند ذرات آن یافت. روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد سیب را خاک کرد؛ تا نگاه بد بینانه دیگران ، سیب را پژمرده نکند. روزی سیبی از درخت ، روی سر مردی افتاد : آن مرد شعری گفت : << زندگی یک سیب است!>> خب حالا شما با چه زاویه ای به زندگی نگاه می کنید...
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت توسط منادي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مسلمان شدن يهودي به دست امام علي عليه السلام
عصر خلافت امام علي عليه السلام بود،آن حضرت در يکي از سفرها، از فاصله ي دور به طرف کوفه مي آمد، يکي از يهوديان (يا مسيحيان) نيز در همان راه حرکت مي کرد و به سوي اطراف کوفه مي رفت، آن کافر به علي عليه السلام رسيد ( ولي علي عليه السلام را نمي شناخت) و با هم به سفر خود ادامه دادند، تا بر سر دو راهي رسيدند که يکي راه کوفه بود، و ديگري راه اطراف کوفه بود. يهودي ديد که علي عليه السلام به راه کوفه نرفت، بلکه در همان راه که خودش حرکت مي کرد، حرکت کرد. يهودي از علي عليه السلام پرسيد: مگر نگفتي که من عازم کوفه هستم؟ امام علي عليه السلام فرمود : آري گفتم. يهودي گفت: " پس چرا به راه کوفه نرفتي و در ابن راه با من مي آيي، با اينکه راه کوفه را مي داني؟ " امام علي عليه السلام فرمود: اين، براي نيکو پايان دادن به رفاقت است، چرا که هر انسان رفيق راهش را، هنگام جدايي، تا چند قدم بدرقه مي کند، که پيامبر ما اين گونه به ما دستور داده است. يهودي گفت: به راستي پيامبر شما ابن گونه دستور داده است؟ امام علي پاسخ داد: آري . يهودي گفت: پس مسلماً هر کس از پيامبر شما پيروي کرده به خاطر اين کارهاي بزرگوارانه و اين خصلت هاي نيکو بوده که از او ديده است. ( در همين هنگام که نور درخشان اسلام بر قلب يهودي تابيده بود، گفت:) من تو را گواه ميي گيرم که بر دين تو هستم و دين تو را پذيرفتم. يهودي همراه امام علي عليه السلام به سوي کوفه آمد، در کوفه آن حضرت را شناخت که خليفه ي مسلمانان و اميرالمؤمنين است، اسلام را پذيرفت و رسماً مسلمان شد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت توسط منادي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مقام معظم رهبری امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیدند امیدوارم که سالی پر بار و خوبی برای کشورمان و مردم باشد .
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت توسط منادي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروز براي شما چندتا عكس درباره نوروز مي گذارم اميدوارم جالب باشد.
براي ديدن اندازه واقعي اينجا كليك كنيد عكس بعدي اينجا كليك كن عكس بعدي اينجا عكس بعدي اينجا كيك كن آخرين عكس اينجا نظر فراموش نشود
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت توسط منادي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|
|||
|
|
|||||
|
|||||